|
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
14:9
نقدي بر دو سال فعاليت هفتمين نماينده مرند و جلفا در مجلس با نزديك شدن موعد برگزاري هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و آغاز فعاليتهاي زيرزميني كانديداهاي احتمالي وشروع ارائه ديدگاهها ، شعارها و وعده هاي تبليغاتي وقت آن رسيده است كه عملكرد نماينده محترم مردم مرند و جلفا در مجلس شوراي اسلامي در بوته نقد قرار گيرد. قبل از هر سخن ضروري است كه در خصوص نقد سخناني چند به ميان آيد. آنچه كه مسلم است نقد را با تخريب تفاوت بسيار است چه آنكه هر كسي آستين همت بالا زده و كمر به خدمت خلق بسته است في نفسه براي خدمتگزاري آمده است اما آنچه مهم است دانستن راه خدمتگزاري وشناختن نيازهاي ضروري حوزه انتخابي است .از آن گذشته براي بقاي هر حكومت و مقامي ضرورت نقد اظهر من الشمس است و روي سخن با تمامي مسئولين و حاميان چندين آتشه آنها ست در زماني كه شخصيتهاي بر جسته نظام اسلامي نقد را ضروري دانسته و راه را بر منتقدين باز كرده اند و هر منتقدي ميتواند رو در روي آنها نشسته و نقد و نظر خود را ارائه كند بر ديگر مسئولين تكليف روشن است كه بايد گردن تواضع در مقابل نقد خم كنند و سعي در اصلاح امور خويش بنهند ونقاد ومنتقد را به جهت منافع شخصي وهواهاي نفساني مستاصل نكنند و آخر سخن اينكه اميد است اين نقدها باب افتتاحي باشد براي بيان ديدگاهها ودفاع از عملكرد مسئولين توسط خودشان كه براي آنان باز است ونشريات منتقد آماده ارائه عملكرد راستين مسئولين ميباشند. - از آغازين روزهاي تصدي پست مقام نمايندگي توسط آقاي شافعي چندين موضوع مهم كه مورد انتظار شهروندان مرندي بود عبارت بودند از پروژه لامپ تصوير ، الياف شيشه اي ، لوله هاي GRP پمپاژ آب ارس به دشتهاي گرديان ، گلفرج و هرزندات ، بيمارستان بزرگ مرند ، تامين آب شرب مرند ، اصلاح ساختار مديريتي برخي از ادارات مرند ، اصلاح ورودي جاده تبريز – مرند كه هر ساله جان تعدادي از شهروندان و ميهمانان را مي گيرد و بسياري انتظارات ديگر كه هنوز شهروندان در آرزو و حسرت تحقق آنها به سر مي برند . - اما اولين پروژه اي كه براي اقشار مختلف شهروندان بويژه سرمايه گذاران و خبرنگاران گران تمام شد پروژه نحس لامپ تصوير بود . ( خدا عذاب كند آن كسي را كه اين سنگ را به دامن شهر مرند گذاشت !) كه بوق تبليغاتي بود براي هركسي كه قصد صندلي سرخ مجلس را كرده بود . رييس جمهور وقت وعده داده بود ، از وزرا گرفته تا روساي سازمان هاي صنايع بر اين امر صحه گذاشتند و اقتصادي بودن آن را توجيه كردند . آما به ناگهان پروژه پريد و لامپ تصوير كلمه ممنوعه شد و هركس كه از آن نوشت سخت كيفر شد . وضعيت دگرگون شد و ديگر پروژه توجيه اقتصادي نداشت و نهايتا معلوم نشد اين پروژه سر از كجا درآورد ؟ راستي قرار بود اين پروژه با تكنولوژي روز ( يعني اگر لامپ تصوير نشد پلاسما ) به بهره برداري برسد ، كه آن هم با پرواز پروژه بي سرانجام ماند . اما صنعت جايگزين الياف شيشه اي بود كه از يك ديدگاه كارخانه اي بود بس عظيم كه هيچ كم و كسري از لامپ تصوير نداشت و براي جماعت بيكار مرند كلي اشتغال به همراه داشت . از ديدگاه ديگر محصولات اين صنعت براي شهر و كارگران اين كارخانه مضر و سرطان زا بود و ديدگاه سوم اينكه در صورت راه اندازي آن يك موفقيت بزرگي بود براي نماينده محترم و يك بولتن تبليغاتي عظيم براي ايشان . اما تقدير در اينجا هم چيز ديگري نوشته بود دستگاههاي اين كارخانه با پروسه تحريم مواجه شد و دستمان از آن هم خالي ماند . نمي دانم از بخت بد مرنديان است كه هر پروژه اي كه آغاز به كار مي كند در يك جايي مي لنگد و به سر انجام نمي رسد و يا از بخت بد نماينده محترم است كه دست به هر پروژه بزرگي مي گذارد به عبارتي دسته اش در دستش مي ماند . اما سومين پروژه جايگزين احداث كارخانه توليد لوله هاي GRP است كه معلوم نيست عمر كمتر از يكسال مجلس هفتم اجازه خواهد داد تا نماينده محترم طعم شيرين احداث اين كارخانه را بچشد ؟ اگر چه اخيرا سازمان محيط زيست احداث اين كارخانه را منوط به اين كرده است كه كارخانه آلاينده نباشد و آسيبي به محيط زيست نرساند . يعني اگر محيط زيست را آلوده كند اجازه احداث آن صادر نخواهد شد . راستي چگونه است كه در شهر هاي كوچكتر از مرند كارخانه هاي عظيم فولاد و مس و نيروگاههاي هسته اي و خودرو سازي ايجاد مي شود و شهر را از وجود معضل بيكاري مي رهاند اما ما هنوز در حسرت احداث يك كارخانه مانده ايم ؟ - اما پروژه پمپاژ آب ارس . نميدانم قضيه اين پمپاژ آب ارس چيست كه از دوره چهارم مجلس هركسي سكه آن را به نام خود مي زند اما پروژه هنوز كه هنوز است به سرانجام نرسيده است . خوب به ياد دارم كه نماينده دوره ششم هم وقتي به مرند مي آمد انصار و اعوان خود را جمع مي كرد و به محل اين پروژه ها مي رفت و عكس هاي يادگاري مي گرفت و در نمايشگاهي كه در مركز شهر به راه انداخته بود افتخار طرح و اجراي اين پروژه را از آن خود مي دانست . - احداث بيمارستان بزرگ مرند بالاخره پس كلنگ زني هاي متعدد با تلاش هاي شبانه روزي نماينده محترم آغاز شد ضمن تبريك اين موفقيت بزرگ به نماينده محترم جناب آقاي شافعي نكات و سوالاتي چند در اين خصوص قابل طرح است 1- چرا اين بيمارستان بر سر راه مسيل احداث مي گردد ؟ اگر روزي سيلي جاري شود و بنياد بيمارستان را از ريشه بركند چه كسي پاسخ گو خواهد بود؟ 2- معمولا بيمارستانها در مكانهايي كه با جاده فاصله دارد احداث مي شوند ، چرا اين بيمارستان با فاصله بسيار كمي از جاده احداث مي شود وبيماران با سر و صداي تردد وسايط نقليه در اين جاده چه خواهند كرد ؟ و اگر روز مثل هر سال تريليي ترمز ببرد لابد مناسب ترين جا براي توقف آن بيمارستان خواهد بود ؟ آيا زمينهاي واقع در مسيل جزو زمينهاي انفال حساب نمي شوند ؟ به عبارتي اين قبيل زمين ها را هيچ نهاد و بخشي نمي تواند تصرف كند . ونهايتا ضمن قدرداني از اين زحمات آيا بهترين ، مناسب ترين و آخرين گزينه براي بيمارستان همين گزينه بود ؟ - بر هيچ كسي پوشيده نيست كه شهر مرند روزي با بحران آب شرب مواجه خواهد شد و نشانه هاي آن بي آبي چند هفته اي شهريور ماه بود كه در اولين روزهاي ماه مبارك رمضان شهروندان را مستاصل نمود . نماينده محترم مردم مرند و جلفا در مجلس شوراي اسلامي براي اين بحران چه تدبيري انديشيده بودند ؟ اكنون كه با حفر دو حلقه چاه بطور موقت و به مدت كمتر از دوسال جلو اين بحران گرفته شده است پس از آن چه خواهد شد ؟ آيا پمپاژ آب ارس به مرند جامه عمل به خود خواهد پوشيد ؟ يا رويايي بيش نخواهد بود ؟ - در خصوص اصلاح ساختار مديريتي برخي ادارات مرند بر كوچك و بزرگ پوشيده نيست كه برخي از مديران ادارات كه با نظر موافق نماينده محترم منصوب شده اند جزو ناكارآمد ترين و كم توان ترين مديران شهرستان مي باشند . آيا ملاك و معيار يك مدير كارامد و توانمند از نظر نماينده محترم چه مي باشد ؟ چرا برخي از اين مديران محترم در مراجعات نماينده به مرند در سر تمام بازديدهاي ايشان حاضرند و دست از دامن ايشان برنمي دارند ؟ راستي عقب ماندگي هاي شهرستان را كه از صدقه سر اين قبيل مديران محترم بر اين شهرستان تحميل مي شود چه كسي پاسخ گو مي باشد ؟ و آخر سخن اينكه آقاي شافعي براي تامين امنيت شهروندان و در خصوص ورودي پليس راه تبريز مرند چه كرديد ؟ موارد بالا و بسياري موارد ديگر سوالاتي است كه در ذهن هر شهروندي نقش بسته است ، اما فضاي حاكم بر شهر در مخالفت با انتقاد جرات بر كسي باقي نگذاشته است تا سوال كند و پاسخ بشنود . اما وظيفه مطبوعات انتقاد سازنده ، پرسشگري و روشنگري است و بر مسئولين است كه پاسخ هاي مناسب ودر شان مطبوعات و مردم به اين سوالات بدهند . چرا كه مردم از مسئولين انتظار تامين آرامش ، امنيت ، رفاه و يك زندگي بهتر را دارند و دوست دارند جداي از تمام مسايل كسي را بر صندلي سرخ بنشانند كه غم آنها را نيز داشته باشد .
ادامه مطلب
آنا دیلینده اولان معجزه
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
14:6
آنا دیلینده اولان معجزه محمد حسین بهجت 1285 گونش ایلینده تبریزده آنادان اولدوغو ایللرده ، تبریز و دیگر آذربایجان یئرلری چئتین بیر دورومدا یاشاییردیلار . آغیر دونیا محاربه لری بیر طرفدن و آذربایجانین باشینا یاغان بلالر هر بیر طرفدن ، او ایللرده مین لر آذربایجانلی نی یوردونو ترک ائتمه یه مجبور ائدیردی . محمد حسین بهجت بئله بیر دورومدا تبریزدن خشگناب کندینه کوچوب و اورادا اوشاقلیق گونلرین سووماغا مجبور قالیر . آنجاق بو گونلر اونون یارادیجیلیغینا ان بویوک بیر تمل کیمی اولور و سنه لر سونرا اونون ایزی شهریار آدلی بیر شاعیر اثرلرینده آیدین جا گورونور .
ادامه مطلب
از پشت عينك شكسته
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
13:58
از پشت عينك شكسته " احمدي نژاد : تورم رواني است ، مردم تحمل كنند ( اعتماد 21/4/86 ) " يك تئاتر خياباني مشتري : آقا سيب زميني كيلويي چنده ؟ فروشنده : قابلي نداره هفتصد و پنجاه تومن ! مشتري چه خبره آقا !؟ پارسال و پيارسال اين موقع ها صد و پنجاه تومان بود ! حالا دو كيلو بده ( فروشنده دو كيلو سيب زميني مي كشد و يك بسته قرص روي سيب زميني ها مي گذارد ) مشتري : اين چيه آقا ؟ فروشنده : اين ها قرص آرامبخش روان است همراه با سيب زميني ميل بفرماييد تحملتان زياد شود ******** عجايب مردم ايران ما مردم ايران كارهاي عجيبي مي كنيم . اين هم نمونه هايش : - يكي دو ساعت در نوبت بانك مي ايستيم تا پول به حساب عابر بانك بريزيم و بعد براي پز دادن يكي دو ساعت مقابل خودپرداز در صف مي ايستيم تا پول بگيريم . اين وسط چه كسي سود مي برد ؟ پرتقال فروش ! - ساختمان هاي اداري و مسكوني و تجاري را مي سازيم و بعد از چند سال به فكر مقاوم سازي مي افتيم ! - در انتخاب مربي ها و نفرات تيم هاي ملي دقت نمي كنيم و بعد از شكست كميته ي تحقيق و علت يابي تشكيل مي دهيم . يعني : برو دنبال نخود سياه - كارخانه هاي اتومبيل سازي ، خودروي دوگانه سوز به مردم قالب مي كنند و بعد براي نصب كپسول و تغيير سيستم مردم را سر كار مي گذارند ! - سرب را از بنزين حذف مي كنيم و بعد مايع محتوي سرب را به نام مكمل قاطي بنزين مي كنيم ! ******** جنگ زرگري اپراتورها روزگاري ثروتمندان از تلفن همراه استفاده مي كردند آن هم با يك دنيا پز و ادا و اطوار ، حالا ديگر همه از اين وسيله استفاده مي كنند ( خداي بزرگ را صد هزار مرتبه شكر ) و همراه اول و ايرانسل و تاليا و... با تبليغ و جنگ زرگري مردم را هرچه بيشتر به استفاده از اين وسيله تشويق مي كنند اما در اين ميان صف هاي پرداخت قبض در بانك ها ديدني است . در اين مورد چند باياتي تقديم مي شود : لاي لاي دئديم ياتاسان موبايل عشقي تاپاسان قبضين نرخين گؤرنده تئزليغينان ساتاسان --------- لاي لاي دئديم ياتاسان ديسك كمر تاپاسان جيب تلفونون سئوداسين تئز باشيندان آتاسان --------- لاي لاي دئديم ياتاسان اعصابيوي قاتاسان قبضي بانكا وئرينجان بئل آغري سي تاپاسان ********** خردوانه " دلار نفتي بهتر است يا يوروي نفتي ؟ " ( دنياي اقتصاد 24/4/86 ) ما كه از اقتصاد نفتي و نفت اقتصادي سردرنمي آوريم و اصولا با شنيدن نام نفت سر درد مي گيريم ، نمي توانيم در اين گونه موارد دخالت كنيم و اظهار نظر كنيم ، اما با اين سوال به ياد حكايتي افتاديم كه مي گويند شخصي به مهماني رفت ، صاحب خانه پرسيد : خربزه مي خوري يا هندوانه ؟ مهمان بدون رودر وايستي گفت : خردوانه !
ادامه مطلب
اينجا خانه اموات است
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
13:52
اينجا خانه اموات است خوش خبر:اينجا آخرين ايستگاه زندگيست. ديگراز هياهوي شهر ، درگيريها و دعواهاي زندگان خبري نيست. اينجا اولش گريه است و آخرش فاتحه آمده ايم در محضر آنهايي كه روزي هر كدام چراغ خانه اي بودند و اكنون سرماي خاك گرماي وجود آنها را فرو نشانده است راستي در اين گير و دار زندگي كه از هر طرف آن گريز از خو يشتن مي بارد و فراموشي تنها مسكن آرامبخش دردهاي آن است به آن سوي زندگي هيچ فكر كرده ايم؟ در آخرين ايستگاه زندگي واولين ايستگاه آن سوي زندگي به گفتگوي كساني مي رويم كه زندگيشان با مرده ها گره خورده است اينها آنهايي را كه ديروز زنده بودند و امروز جنازه اي بيش نيستند به سراي جاودان بدرقه مي كنند. يادم مي آيد در روزگاري نه چندان دور وقتي كسي رخت از اين دنياي فاني بر مي بست يعني مي مرد ،عده اي به دنبال غسال (قبلا مرده شور ميگفتند) و عده اي به دنبال كفن و سابر ملزومات مي رفتند و اي بسا جنازه ساعتها بر روي زمين مي ماند. امروز در آرامستان باغ رضوان هستيم. آرامستان كلمه زيبايي است براي جايي كه فقط به غير از زمان دفن عزيزان ديگر هيچ سر و صدا و داد وقالي نيست. عابسعلي صفرزاده مسؤل آرامستان باغ رضوان مي گويد: (( اصطلاح آرامستان را ابتدا آقاي شهردار مطرح نمودند ، بعد در استان هم مصوب شد و الان در همه گورستانها به جاي لفظ گورستان ، آرامستان استفاده مي شود.)) ابتدا سراغ غسالها مي روم و سر صحبت را با آنان باز مي كنم. يكي از غساله ها به زيارت كربلاي معلي رفته است همكارش زني است حدودا پنجاه ساله كه جميله خاله صدايش مي كنندمي گويد:(( براي ما كه كار غسل وكفن اموات را انجام مي دهيم فرقي نمي كنه كه متوفي فقير باشه يا غني ، همه يكسان هستند.)) مي پرسم :در محله اي كه زندگي مي كنيد مردم با شما چگونه برخورد مي كنند؟ اگر كسي را دعوت كنيد يا احساني داشته باشيد؟
ادامه مطلب |
|
كليه حقوق اين سايت براي خوش خبر مرند محفوظ مي باشد.