|
تبريك
دوشنبه سیزدهم مهر 1388
17:10
سيزده مهر روز جهاني معلم بر همه ي معلمين جهان مبارك باد ![]()
![]()
كي برنده و كي بازنده
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
5:21
كم كم وقت تبليغات كانديداهاي رياست جمهوري داره به پايان مي رسه ، من هم الان از بيرون اومدم ، به اتفاق بچه هاي دانشجو داشتيم پوستر مي چسبونديم يعني تا اين وقت صبح داشتيم آخرين زورمونو ميزديم . خدا كنه كه زحمتامون هدر نره . يه بار ماشين سپاه كه فرمانده سپاه هم توش بود اومد و يكي از اونا شماره ي ماشينمو برداشت ، چراشو نمي دونم ولي خيلي بهم برخورد با بيخوابي كشيدن و عشقي كه به كانديداي خودمون داريم براي حضور حداكثري تلاش مي كنيم تازه آقايون شماره ي ماشين رو هم برمي دارند تازه اين آخر ماجرا نبود كمي اون ور تر بچه هاي پايگاهي بدون اين كه سلام و احوالپرسي بكنند اومدند كل ماشينو گشتند . بچه هاي محل قديممون بودند . بهشون گفتم كه همه براي يك انقلاب داريم تلاش مي كنيم ، رييسشون برگشت گفت : ماموريم و معذور . راستي يه بار هم دفتر اومده بود و مي خواست تا براي پايگاهشون نشريه تنظيم كنم . خلاصه اين شب هم اينجوري گذشت . ديروز از بعد از ظهر بچه ها شور و حال عجيبي به پا كرده بودند . همون كه بهش مي گن شور انتخاباتي . فضاي كلي شهر نويد يك پيروزي قاطع و جانانه را مي دهد . البته اگه وضعيت ساير شهرهاي كشور هم همينجوري باشه . خدا كنه كه زحمات بچه ها هدر نره . ساعت الان نزديكاي پنج و نيمه خواب هم الان فايده نداره . برم به كارهاي ديگه برسم . تا بعد
گرفتن معاینه ی فنی برای خودروها و حکایت آ ن عمل قبیحه در دروازهای شهر !
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387
17:3
جنگ هنوز ادامه دارد ... !
سه شنبه بیستم اسفند 1387
0:46
جنگ هنوز ادامه دارد ... ! فقر از تمام گوشه و زوایای زندگی مردم و شهر می بارد . بیشتر کسانی که فارسی بلد بودندو مورد صحبت قرار می گرفتند از حضور در جبهه های جنگ تحمیلی خود !!! خاطره ها داشتند و او باا نفرت به خاطرات تنفر آمیز عراقی ها گوش فرا میدادو با قلبی گریان متوجه می شد که بیشتر این عراقی ها هم مذهب و برادر فعلی!! در جنگ علیه ایران شرکت داشتند و حالا نیز زیاد دوستدار ایران و ایرانی نیستند و می شود گفت افکار و دشمنی های آنها آتشی است زیر خاکستر . ادامه مطلب
به استقبال نوروز برویم
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
1:19
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
14:20
ختم غائله
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
21:56
روی سخنم با شماست جناب افسر راهنمایی و رانندگی
دوشنبه هفتم بهمن 1387
9:21
روی سخنم با شماست جناب افسر راهنمایی و رانندگی ٰ(این نامه چند روز پیش داخل دفتر نشریه انداخته شده بود ) آن روز برای خرید روزنامه در آن طرف مسجد المهدی ماشین را نگهداشتم ادامه مطلب
پایگاههای بین راهی اورژانس مرند چرا تعطیل می شوند ؟
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
15:58
پایگاههای
بین راهی اورژانس مرند چرا تعطیل می شوند ؟ چند هفته
پیش خبری شنیدیم در خصوص تعطیلی پایگاه اورژانس 115 بین راهی قاپیلق و صدور دستور
تعطیلی دو پایگاه دیگر اورژانس عریان تپه و اورژانس 2شهری ، جهت تحقیق و رسیدن به
کنه ماجرا با چند نفر از مسئولین مربوطه تماس گرفتیم و درستی جریان تایید شد . چند
روز پس از تعطیلی پایگاه اورژانس قاپیلق یک دستگاه مینی بوس واژگون گردید و کلیه
مسافران آن زخمی شدند و گروههای امداد اورژانس از خوی و مرند به یاری مصدومین
حادثه شتافتند ! اورژانس مرند حدودا ظرف مدت 23 دقیقه به محل حادثه رسیده بود . (
ظاهرا خدا با عاملین تعطیلی این پایگاه بوده ، چون خدای نکرده اگر این حادثه کشته
در پی داشت الان همه ی عوامل جمع می شدند تا مسئله را توجیح کنند!) چند روز قبل
نیز پایگاه عریان تپه تعطیل شد و با این روال پایگاه 2 شهری نیز به زودی تعطیل می
شود . اما بشنوید پاسخ مسئول اورژانس 115 استان را ، دکتر اکبری می گوید: به دلیل
نبود اعتبار ناگزیر از تعطیلی این پایگاه ها هستیم . سوال این
است که چرا اعتبار برای همه جا و همه چیز وجود دارد ، اما برای تامین امنیت جانی
مردم و حوادث غیرمترقبه اعتبار وجود ندارد ؟ راستش را بخواهید آنچه از تحقیقات
انجام یافته بدست می آید بلا گرد سر پنج دستگاه آمبولانس مجهزی است که اورژانس
مرند و مسئولان آن با هزاران خون دل تهیه کرده اند و به عبارتی دعوا بر سر لحاف
ملا است . چرا باید
پایگاههای بین راهی اورژانس که حافظ و نگهبان جان مردم در جاده ها هستند باید
تعطیل شوند ؟ در صورت تعطیلی این پایگاه ها چه بر سر مصدومین حوادث مختلف در جاده
ها خواهد آمد ؟ مسئولین بیایند و علاج واقعه قبل از وقوع بکنند و این مسئله را هم
مثل حوادث ورودی مرند به سریال تبدیل نکنند . البته گفتنی است در این رابطه مراتب ، توسط خوش خبر و بصورت کتبی با امام جمعه شهرستان حاج آقا نعمت زاده در میان گذاشته شده است و ایشان نیز پیگیر ماجرا هستند . اما متاسفانه تاکنون نتوانسته ایم با مهندس سازدار نماینده مردم مرند و جلفا در مجلس تماس بگیریم تا ایشان نیز در جریان امر قرار گیرند و از مراجع بالاتر دستور لغو تعطیلی این پایگاهها را بگیرند .
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازدار
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
19:3
ای زلیخا
دست از دامان یوسف بازدار من
نمیدانم نماینده مردم شدن چه لذتی دارد و چه قدر شیرین است اما همین قدر میدانم که
بعضی ها هنوز هم که هنوز است نمی خواهند به این سادگی ها دست از دامان مرند برگیرند ادامه مطلب
شهردار مورد نظر در دسترس نمی باشد! لطفا بعدا شماره گیری فرمائید!
یکشنبه سی ام تیر 1387
20:54
شهردار مورد نظر در دسترس نمی باشد!
لطفا بعدا شماره گیری فرمائید! طبق قرار قبلی که با شهردار محترم آقای مددی برای انجام یک گفتگو گذاشته بودیم به حضورشان رفتیم ولی به علت ازدحام به روز دیگری موکول شد به وقت غیر اداری که ارباب رجوع هم نباشد. آن روز هم جناب شهردار یک مسئله ضروری پیش آمده و به تبریز رفتند و قرار شد که فردای آن روز این گفتگو انجام گیرد. پس از 6 یا 7 مورد مراجعه موفق نشدیم آقای شهردار را ملاقات کنیم. البته دلیل موجه و انصافا در خور تقدیر بود آقای شهردار برای بازدید از پروژه ها و وضعیت پیشرفت کاری آنها رفته بودند مجبور شدیم به وسیله تلفن هماهنگ کنیم تا این گفتگو انجام گیرد. اما متاسفانه علیرغم چندین مورد تماس ناموفق، امکان هماهنگی باز هم میسر نگردید. وآن هم گیرنده تلفنی به اصطلاح می گفت: «شهردار مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا بعدا شماره گیری فرمائید.» بگذریم. ضمن تشکر از زحمات و تلاش های شهردار محترم به خاطر حضور در سر عملیات پروژه های مختلف، سوالاتی که قرار بود از ایشان بپرسیم را در اینجا ذکر می کنیم هر یک از خوانندگان محترم نشریه ایشان را زیارت نمودند این سوالات را به دست ایشان برسانند. - هر ساله میزان بودجه مشخص می شد و به اطلاع مردم می رسید. این اطلاع رسانی امسال انجام نگرفته است. لطفا میزان بودجه تخصیص یافته برای سال 87 را علیرغم گذشت 4 ماه از سال جاری بیان نمایید. - بودجه مصوب برای بخش عمران با تفکیک طرح های مصوب بیان نمایید. - چرا در مورد پیاده روهای مرند اصلاحات اساسی انجام نمی گیرد؟ توجه به این نکته که مقصود فقط پیاده روهای خیابان اصلی ما نیست. - ساختمان فعلی شهرداری پس از تخلیه مورد چه استفاده ای قرار خواهد گرفت؟ - شهرداری برای جبران کمبود فضای سبز در شهر چه تدابیری خواهد اندیشید؟ - آیا در جذب سرمایه گذاران به غیر از احداث مجتمع های تجاری و مسکونی عناوین دیگری تصویب نشده است؟ - اکثر روزشمارها ی نصب شده فعال شده اند (هرچند بعضی وقتها خاموش می شوند!) اما روزشمارهای 55 متری هنوز روشن نگشته اند مشکل کاری کجاست؟ - شورای شهر تا چه میزان در پیشبرد اهداف شهرداری موثر است؟ این تاثیر مثبت است یا منفی؟ - ایا وضع فعلی میادین شهر رضایت شما را جلب می کند؟ در صورت امکان با میادین شهرهای هم سطح مرند مقایسه نمایید؟ - نظر شما در رابطه با تغییر کاربری پارک شهید گوارا چیست ؟
3 باغ انار، 6 هزار سكه و 10 قيرات برليان، مهريه دختر دانشجو
جمعه بیست و یکم تیر 1387
13:6
مهريههاي سنگين، ازدواجهاي پرزرق و برق ـ 1 3 باغ انار، 6 هزار سكه و 10 قيرات برليان، مهريه دختر دانشجو خبرگزاري فارس: يك استاد فقه و حقوق با بيان اينكه مهريههاي سنگين از موانع ازدواج محسوب ميشود، گفت: يكي از دانشجوياني كه ميشناسم مهريهاش 3 باغ انار، 6 هزار سكه و 10 قيرات برليان مهريهاش بوده است. ادامه مطلب
دوشنبه دهم تیر 1387
14:9
من نمی دانم ممنوع !!!
سخنگوي شهردار گفت كه" الكساندر كوزمين" شهردار 33 ساله "Megion "، استفاده از اين جملات و 25 جمله ديگر را ممنوع اعلام كرده است. زيرا به نظر ميرسد اين كار راه موثري براي كارآمدي بيشتر كاركنان بخشهاي مختلف شهرداري باشد. وي همچنبن افزود: اين يك پيشنهاد و ارائه طريق است به كاركنان كه دقت كنند قبل از اينكه چيزي بگويند قدري هم فكر كنند. گفتن "من نميدانم" دقيقا به اين مفهوم است كه به درماندگي اين مجموعه براي حل مشكلات مردم اعتراف كنيم. تابلويي از ليست عبارتهاي قدغن شده نيز براي تقويت اين دستورالعمل شهردار، روي ديوار ساختمان شهرداري به مدت دو هفته نصب شده است. جملههاي "اين كار به من مربوط نيست"، "اين كار غيرممكن است"، "من درحال خوردن ناهار هستم"، "پول نداريم" و "من نبودم يا مريض و يا در تعطيلات بودم" از جمله عبارتهاي قدغن شده هستند. كوزمين، شهرداري كه يك سال ونيم قبل انتخاب شده است با اين كار خود ميخواهد شهري با 45 هزار جمعيت را تكان دهد و موجي نو د ربسامان كردن كارها در شهرداري ايجاد كند. منطقهاي كه اين شهر در آن قرار دارد در 1500 مايلي شمال غربي مسكو واقع شده است كه نسبت به ساير بخشهاي الحاقي روسيه، نفت بيشتري توليد ميكند. اين منطقه همان گونه كه قيمتهاي نفت جهاني به شدت در سالهاي اخير رشد داشته، پيشرفت كرده است و جمعيت آن در مقايسه با بقيه كشور، معادل هفت درصد در سال رو به افزايش است. اما ساختمانسازي به همان سرعت، پيشرفت نداشته است به گونهاي كه نبود خانه كافي يكي از مشكلات جدي اين شهر محسوب ميشود. كوزمين كه مهندس نفت است و رشته مديريت بازرگاني را در كانادا گذرانده است، ميگويد: ما مسئولين شهر براي اين، اينجا(در شهرداري) هستيم كه بتوانيم امكانات يك زندگي راحت و مناسب را براي مردم فراهم سازيم. كاركنان شهرداري بايد در جستجوي روشهايي براي حل مشكلات مردم باشند، نه اينكه در جهت مخالف آن اقدام كنند. او معتقد است كساني كه اين اصل را نقض ميكنند در واقع به لحظه وداع و اجبار به ترك اين مجموعه نزديك ميشوند. زيرا ارائه اطلاعات ناقص ، اشتباه و دست دوم و كهنه شده به عنوان تلاشي براي تضعيف كار شهردار محسوب ميشود. "آنا بوروويكووا" رئيس كاركنان شهرداري نيز ميگويد: اين رويكرد جديد باعث رشد نظم در مجموعه شده است. اگرچه قبلا گفتن "من نميدانم" خيلي آسان بود اما حالا قبل از ارائه گزارش مشكلات به شهردار، ما در مورد اينكه اين مشكلات چگونه قابل حل هستند، طرحهاي متعددي را تهيه و پيشنهاد ميكنيم. البته در در ابتدا براي كاركنان شهرداري بخاطر داشتن اينكه نبايد از عبارات ممنوع شده استفاده كنند كار دشواري بود و آنها گاهي دچار اشتباه ميشدند. اما در حال حاضر ،اين موارد كمتر ديده ميشود و روند خوبي در اين زمينه طي شده است منبع وبلاگ وطنیم مرند
چند پیشنهاد
دوشنبه بیستم خرداد 1387
22:17
در طول تعطیلات چند روزه ی هفته ی گذشته هیچ چیز مثل یک مسافرت خانوادگی حال نمی داد . راستش به اینش هم می ارزید که چند روزی وبلاگ آپ هم نشود . اما از این ها گذشته ، حقیقتا هم این مسافرت ها چشم و دل انسان را باز می کند زیبایی های موجود در چار گوشه ی ایران خودمان که تمامی ندارند ، آشنایی با فرهنگ ها و مذاهب مختلف و تماشای عجایب آفرینش خستگی چندین ماه کار مداوم را از تن آدم به در می کند . سری به چند شهر غربی کشور زدیم که هم از شهر خودمان مرند کوچک ترند و هم محرومتر . اما نکته ی جالب خلاقیت های ادارات و سازمان های مختلف آن شهرها از جمله شهرداری هایشان بود . طرح هایی که در زیباسازی شهرهایشان به کار برده بودند . استفاده از تندیس های جالب ، آب نماها و نورپردازی های زیبا که دل هر بیننده ای را مسحور می ساخت . با دیدن آنها و یاداوری شهر خودمان واقعا حیفمان می آمد که چرا مسئولین شهرداری و شورای شهر خودمان در رابطه هیچ کاری نمی کنند . میدان اصلی شهرمان در شان یک شهر شش هفت هزار ساله نیست . در کل شهر نه تندیس به درد بخوری ، نه آب نمای جالبی و نه فضای سبز زیبایی وجود دارد تا هم پزش را به مهمانانمان بدهیم و هم خودمان از دیدن آنها لذت ببریم . چند پیشنهاد به ذهنم رسید که بد نیست شما هم بدانید اول اینکه برای بهسازی مرکز شهرمان ، اگر یادتان باشد چند سال پیش یک کره در میدان آزادگان می چرخید و یک نمای نسبتا خوبی به این میدان می داد ، با ایجاد یک ستون زیبا و قرار دادن همان کره بر روی آن ستون و نصب آرم الله بر روی آن یک تنوع و جلوه ی خاصی به میدان اصلی شهر که روزگاری در زمانهای نسبتا دور به حوض باشی معروف بود و بعد شد مرکز و میدان امام . حوض باشی از آن جهت که یک آب نمای زیبایی داشت . دوم اینکه هر شهری با نماد و سمبل خودش شناخته می شود ، ما نیز با نصب تندیس کشتی حضرت نوح در یکی از میادین در داخل آب و ایجاد موج های مصنوعی صحنه ی طوفان نوح را در اذهان زنده کنیم . سوم اینکه در ورودی های شهرمان فضاهای سبز زیبایی ایجاد کنیم تا مسافران و میهمانان به راحتی بتوانند ساعاتی از روز و شب را در آن به استراحت بپردازند و با خاطره ای خوش شهر را ترک کنند چهارم اخیرا در ورودی مرند از طرف تبریز تندیس یک کوه نورد نصب شده است که بسیار زیباست اما حیف از این که شبها نورپردازی خاصی ندارد . با نورپردازی زیبای آن می شود آن قسمت از ورودی را نیز زیبا نمود.
ای کاش همه ی فقرا پدری مثل ملا احمد نراقی داشتند
جمعه سوم خرداد 1387
18:25
ای کاش همه ی فقرا پدری مثل ملا احمد نراقی داشتند
"می گویند ملا مهدی نراقی پسر ملا احمد نراقی بعد فوت پدر سخت تنگدست شد تا آنجا که نتوانست روزی اهل و عیال را تامین کرده و شکم آنها را سیر کند روزی از سمت قبرستان وادی السلام ( قبرستان معروف نجف ) می گذشت ، سه نفر را دید که تابوتی به سختی را حمل می کنند یکی شان تابوت را از جلو گرفته و دو نفر دیگرشان نیز از عقب . از وی کمک می خواهند و او نیز به یاری آنها می شتابد، در حالی که تابوت را حمل می کردند به ورودیی می رسند مثل زیر گذرهای امروزی که تا آن روز هرگز آن ورودی را در آن محل مشاهده ننموده بود . از آنجا داخل محوطه ای می شوند همچون بهشت ، بسیار زیبا و روح افزا ، سرسبز و پر از گل و بلبل . ساختمان زیبایی را مشاهده می کند که بوی آشنایی از آنجا به مشام می رسد . تابوت و همراهان جملگی فراموشش می شود و به طرف خانه ی بهشتی حرکت می کند . داخل خانه پدرش ملا احمد نراقی را می بیند . با او مصافحه می کند و از هر دری سخنی و شرح حکایت تنگدستی خود به پدر عرضه می دارد ، پدر یک گونی برنج به پسر می دهد و پس از ساعاتی خوش همدیگر را وداع می گویند . نراقی پسر یعنی همان ملا مهدی از همان راهی که آمده است بر می گردد و می رسد به همان جایی که حاملین تابوت را یاری نموده بود . یک دفعه متوجه می شود نه از تابوت خبری هست و نه از تشییع کنندگان تابوت و نه از درب ورودی که منتهی به دیدار پدر گردیده بود . اما گونی برنج همچنان بر دستش . برنج اهدایی پدر را باخود به خانه می آورد و به همسرش می دهد و آن شب همه اهل و عیال قضای روزهای گرسنگی را بجای می آورند و هر روز بدین منوال می گذرد تا اینکه صدای همسایگان در می آید و از همسر ملا می پرسند : برنج بدین خوشبویی را از کجا خریده اید که ما در همه عمر برنجی به این خوشبویی ندیده ایم . همسر ملا مهدی به زنان همسایه می گوید تازه کجایش را دیده اید هر روز که از گونی برنج مصرف می کنم مقدار برنج بر همان اندازه اول است و از آن هیچ کم نمی شود . زنان همسایه جملگی می گویند که در این گونی برنج سری نهفته است بکوش تا این سر را از همسرت کشف کنی . القصه عیال ملا پیله می کند که در این برنج چه رازی نهفته است که بویش عالمگیر است و هرچه از آن مصرف می کنیم کم نمی شود ؟ ملا هرچه طفره می رود فایده ای نمی بخشد و آخر سر راز خود را با عیال در میان می گذارد و از آن روز مقدار برنج کم می شود تا اینکه روزی گونی برنج خالی می شود و تنگدستی ملا مهدی دوباره آغاز می گردد . " استاد که شرح حکایت را به پایان برد همه ی دانشجویان در حالی که دهن و دماغشون کج شده بود همچنان در حال و هوای بهشت ملا احمد و برنج درجه یکش بودند . به استاد گفتم استاد برنج معمولیش آن هم از نوع پاکستانی یک گونی ده کیلوییش 28 هزار تومان است شما را به خدا دل ما را با این حکایات خون نکنید، که در این لحظه دانشجویان از حال و هوای حکایت بیرون آمدند و شلیک خنده فضای کلاس را پر کرد . دانشجوی دیگری مثل اینکه از دست زنش خیلی کشیده بود گفت : گلوت بخشکه زن ! نمی شد فضولی نکنی و مفتی تا آخر عمر برنج درجه یک آن هم از نوع بهشتی می خوردی ! در این گیر و ویر بودم که این سوژه به ذهنم رسید که: ای کاش همه ی فقرا پدری مثل ملا احمد نراقی داشتند و یک گونی که سهل است یک کیلو از آن برنج بهشتی به آنها می داد. مطمئن باشید اگه عیال مربوطه فضولی می کرد و راز آن یک کیلو برنج را می پرسید خرخره اش را می جویدند . شاید هم این روزها که آمار خودکشی به جهت تنگدستی بسیار بالا رفته است همه اش به خاطر رسیدن به آن برنج بهشتی می باشد !!
آیا برکنار نمودن رییس اداره راه و ترابری , مایه ی تسکین آلام دغدیدگان خواهد گردید ؟
چهارشنبه یکم خرداد 1387
20:4
آیا برکنار نمودن رییس اداره راه و ترابری
مایه ی تسکین آلام دغدیدگان خواهد گردید ؟
تقریبا یک هفته از وقوع حادثه تلخ ورود تریلی به شهر و کشته و زخمی شدن عده ای از شهروندان بی گناه می گذرد , در این یک هفته ورودی مرند موقتا اصلاح شده است (که البته ایراداتی بر این طرح وارد است که در مطلب دیگری راجع به آن بحث خواهد گردید ) و رییس اداره راه و ترابری مرند از کار برکنار گردید ، اما سوال اینجاست که آیا صرف برکنار نمودن وی مایه ی تسکین آلام و دردهای داغدیدگان و شهروندان خواهد گردید ؟ آیا مقصر این حادثه و حوادث قبلی فقط این اداره و رییسش بود ؟ ولاغیر ! دیگر مقصرین چه ؟ مدعی العموم در این رابطه چه کرده است و یا خواهد نمود ؟ آیا صرف توجیه برخی از مسئولین می تواند قصور و کوتاهی آنها را موجه جلوه دهد ؟ آیا در خصوص جان مردم بی گناه و شهروندان جای مسامحه وجود دارد ؟ تا کی باید منتظر بود تا دست عدالت از آستین مدعی العموم برآید و داد مظلومان را از بیدادگران بی مسئولیت بستاند ؟ نباید با گذشت چند روز عمق فاجعه را فراموش کنیم و با چند کار و حرکت روبنایی مانع اجرای عدالت و احقاق حق شهروندان شویم . یقینا تنبیه و مجازات کلیه متخلفین و مقصرین این حادثه اعم از راننده بی وجدان تریلی و برخی از مسئولین خواب آلود شهر در هر پست و مقامی موجب تسلی خاطر داغدیدگان و اطمینان قلبی شهروندان نسبت به مسئولین دلسوز نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهد گردید . نکته دیگر اینکه : خسارت دیدگان هنوز منتظر روشن شدن وضعیت دریافت غرامت های خود هستند ( تعدادی از این خسارت دیدگان تمام هست و نیست خودشان را از دست داده اند مانند بعضی از دست فروشان که شاید هر روز به نان شبشان محتاج باشند ) و مسئولین نباید از این نکته غافل باشند .
اوقاف مرند را دریابیم
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387
21:11
اوقاف مرند را دریابیم
مدتی است که مسئله زمینهای موقوفه و تصرف آنها توسط غیر و اینکه بالاخره تکلیف این زمینها چه خواهد شد توجه خیلیها را به خود جلب کرده است. اینکه این اراضی چگونه به تصرف اشخاص حقیقی و حقوقی که مالک اصلی نبودهاند درآمده است برمیگردد به ضعف مدیریتهای گذشته در اداره اوقاف مرند. آنهایی که عمر خود را در مرند سپری نمودهاند میدانند که بسیاری از اراضی مرند موقوفه میباشد. اراضی بسیاری در جوار امامزادهها، مساجد، تعدادی از مدارس،گورستانها و حمامهای متعلق به اوقاف میباشد. این اراضی در اثر بیتوجهی مسئولین تغیی کاربرییافته و از دست اداره اوقاف خارج گشته است. حال چرا در این گزارش به این مسئله پرداختهام. از حدود یکو نیم سال پیش مدیریت اداره اوقاف تغییر یافت مدیریت جدید برخلاف روال مدیر سابق (دیمه منه، دئمییم سنه) در صدد ساماندهی اداره و اراضی متعلق به اوقاف برآمد. بسیاری از اراضی که توسط شهرداری و برخی ادارات دیگر تصرف شده بود و با مصوبات شورای شهر یا تغییر کاربری یافته و به فروش رفته بود و یا کماکان در تصرف شهرداری بود. از جمله این اراضی که توسط شهرداری به فروش رفته است مجتمع در حال احداث بازار بزرگ مرند واقع در میدان ترهبار قدیم، مجتمع تجاری یالدور در جوار مسجد یالدور، زمین در حال احداث استادیوم 15 هزار نفری، زمین متعلق به بیمارستان جدید الاحداث، گورستان وقفی خان باغی از این جملهاند. اسکندری رئیس اداره اوقاف در این باره میگوید: «خوشبختانه بسیاری از اراضی موقوفه شناسایی گردیدهاند و یا در حال بررسی میباشد. در خصوص برخی اراضی که توسط برخی از ادارات تصرف شده است به مراجع قضایی شکایت گردیده و پروندههای دادرسی در حال طی مسیر قانونی میباشد و برخی اراضی نیز از ادارات و متصرفین پس گرفته شده است و اوقاف در این راستا طرحهایی را در دست اجرا دارد. از آن جمله زمینی به وسعت 19000 متر مربع در جوار امامزاده احمد (ع) که در تصرف شهرداری بود پس گرفته شد و سند بنام اوقاف صادر گردید که بزودی طرح توسعه فضای امامزاده و احداث فرهنگسرا و زایرسرا در این فضا به اجرا در خواهد آمد. که این امر از بسیاری جهات میتواند برای صنعت توریسم و مهمانپذیری و اشتغالزایی منطقه مفید باشد و از طرفی هم باری از دوش شهرداری مرند از لحاظ عمران و آبادانی برداشته خواهد شد.» اما نکته قابل تامل واکنشهای برخی مسئولین ادارات در قبال برنامههای اداره اوقاف میباشد. آنچه که قطعی است کمتر مسئولی تا این اندازه در قبال مسائل زیر مجموعه خودش احساس مسئولیت کرده است. برخی از مسئولین در یک حالت خنثی و روزگرمی فقط گذران عمر نمودهاند و برایشان زیاد فرقی نداشته که در حوزه مسئولیت آنها چه اجحافها و کم کاریهایی صورت گرفته است (البته بگذریم از این نکته که در یک جامعه اسلامی یک مسئول باید به لحاظ شرعی تقصیرات و کمکاریهای خود را طرح و گناهی نابخشودنی بداند چون سروکارش با حقالناس است). برخی دیگر مسئولین نه تنها خودشان انگیزهای در عمران و آبادانی مرند ندارند بلکه چوب لای چرخ کسانی هم که به فکر خدمات هستند میگذارند. در هر صورت ختم سخن این است که امکانات و سرمایههای بالقوه اوقاف در مرند این پتانسیل را ایجاد نموده است که با کمی توجه و یاری نسبت به اداره اوقاف مرند، میشود شهری زیباتر، آبادتر، معنویتر داشت آبادی و زیبایی بقاع و اماکن متبرکه و فعال بودن آنها هم از لحاظ اشتغالزایی، جذب توریست، درآمدزایی و بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی بسیاری از خانوادههای کمدرآمد تاثیر موثر و مثبتی خواهد داشت. بر مسئولین محترم تمام ادارات لازم است که آستین همت بالا زده و اوقاف را بیش از این که هست دریابند. اما سخنی هم با ریاست محترم اداره اوقاف مرند، در مرند بقاع و اماکن متبرکه بسیاری وجود دارد که دارای ارزش تاریخی و معنوی بسیاری هستند ولی متاسفانه متروکه و مهجور رها گشتهاند و گذر تاریخ گرد فراموشی بر روی آنها میباشد لازم است که آن اداره محترم با شناسایی و مرمت آنها هم چهره معنوی شهر را از اینکه هست زیباتر جلوهگر کند و هم بر اماکن و آثار باارزش و گرانبهای تاریخی شهر بیفزاید.
خدایا به داد فقرا برس
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
20:51
خدایا به داد فقرا برس
اپیزود اول : چند روز پیش خانمی به دفتر نشریه آمده بود و تقاضای کار داشت ، چه در دفتر ما و چه در جای دیگر ، بینوا فکر کرده بود که مسئولین آنقدر گوش شنوا دارند که حتی سخن و سفارش روزنامه نگاران و خبرنگاران را هم بشنوند ! می گفت : " نظافت ، شستشو ، جاروب ، آبدارچی شدن و پرستاری ، خلاصه هرکار آبرومندی که ماهانه حداقل پنجاه شصت هزار تومان ! درآمد داشته باشد تا با آن بتوانم چرخه ی اقتصاد خانواده را بچرخانم " . و ما شرمنده از بضاعت کم خودمان فقط توانستیم به درد دلهایش گوش دهیم . می گفت : " آن روز شوهر پیرم که چندین سال است خانه نشین است و توان حرکت ندارد از من برای نهار غذای استانبولی خواست و من هم به نیت غذا رفتم تا مقداری گوجه فرنگی بخرم ، غافل از اینکه گوجه فرنگی هم قرار شده است از سبد غذایی ما فقیر فقرا رخت بربندد . بقال محل در ازای نیم کیلو گوجه فرنگی هزار تومان گرفت . در مخمصه ی عجیبی گیر کرده بودم خوردن گوجه به این قیمت حرام است و بر ما فقیر فقرا گناه کبیره ، از طرف دیگر هم شوهر پیرم شاید فقط همین یک بار این چنین هوس استانبولی کرده باشد اپیزود دوم : راننده تاکسی وقتی از چراغ قرمز بدون توجه به چراغ رد شد با اعتراض یکی از مسافران مواجه شد . در حالی که سعی می کرد خودش را خونسرد نشان دهد گفت : " امروز رفتم یک کیلو گوجه فرنگی بخرم دو هزار و هفتصد و پنجاه تومان گفتند ، آرام پاکت را خالی کردم و گفتم : امروز گوجه فرنگی را عشق است ، واجب نیست بجای املت نیمرو می خوریم اپیزود سوم : در مدرسه یکی از همکاران می گفت : " همش تقصیر خودمان است هرچه قدر گرانتر می شود بیشتر حریص می شویم که بخریم . چند سال پیش که گوجه فرنگی ها دست کشاورزان باد کرده بود و التماس می کردند که بروید خودتان بچینید و ببرید فقط جعبه اش را برگردانید هیچ کس به روی گوجه فرنگی نگاه نمی کرد ، الان که قیمت بالای دوهزار تومان است خانم هوس می کند که سالاد درست کند " . در اثنای همین صحبت ها ذهنم به ناکجا آباد پرواز کرده بود و به این فکر می کردم که یکی می گوید : " تورم را مهار کرده ایم " دیگری می گوید :" تورم فقط 18٪ است " . بانک مرکزی نرخ تورم را 26٪ اعلام می کند . بانک جهانی تورم را 30٪ اعلام می کند . اما وضعیت بازار آماری غیر از این را نشان می دهد . بنزین آزاد با نرخ مصوب پنج برابر گرانتر شده است . برنج ، چای ، مرغ ، میوه ، روغن و بسیاری اقلام دیگر هم به همین ترتیب . تازه یکی دیگر هم می گفت : " در کشور گرانی وجود ندارد همه اش سیاه نمایی روزنامه هاست !" خدا کند که اینگونه باشد چون خفه کردن و توقیف کردن روزنامه ها بسیار راحت تر از کنترل گرانی و تورم است . با خوردن زنگ کلاس رشته افکارم پاره شد ، گوجه فرنگی هرچه قدر می خواهد باشد حرفی نیست یک معلم خوب کسی است که زود بیاید ، دیر برود و در دفتر مدرسه هم بحث سیاسی نکند ! اصلا مرا چه به این حرفها ! به من چه که کی نرخ تورم را چه قدر اعلام می کند . اما نه آخرش را نتوانستم خوب تمام کنم ببینید این یکی چه طور است ؟ یاد آهنگ معروف خولیو خواننده معروف اسپانیایی می افتم که داد می زند :
خدایا به داد فقرا برس
روز جمعه تان به خیر
جمعه سی ام فروردین 1387
12:2
شمارش
معکوس شورا با چراغ خاموش مدتی است
که تعدادی تابلوی شمارش معکوس در کنار چندین پروژه ی شهرداری مرند نصب گردیده است
. این طرح که به پیشنهاد شورای شهر در آغاز شروع به کار سومین دوره شورا بود به
اجرا درآمده است. اما نکته ی جالب اینجاست
که علیرغم گذشت بیش از دوماه از نصب این تابلوها هنوز از راه اندازی آنها خبری
نیست! بگذریم از اینکه قیمت تابلوها از هزینه برخی از این پروژه ها بیشتر است! و
بگذریم از این هم که معمولا این تابلوها در دیگر شهرها برای پروژه های بسیار بزرگ
و ضربتی تعبیه می گردد! و از این هم بگذریم که شورای شهر فعلا عزادار شکست سنگین و
شوک آور خود در انتخابات مجلس است!!بالا غیرتا این تابلوها کی راه اندازی خواهد
شد؟ بودجه
شهرداری امسال چند تومان؟ علیرغم
آغاز سال 1387 و شروع فصل کاری شورای شهر و شهرداری بودجه ی امسال را اعلام نکرده
است! معمولا همه ساله قبل از رسیدن سال جدید و پس از اتمام بررسی های لازم در خصوص
بودجه ی سال جدید شهرداری از طریق رسانه ها میزان بودجه ی اختصاص یافته را اعلام
می نمود نکته : شاید
اعضای شورا سرشان به انتخابات گرم بوده ! شاید مسئول برنامه و بودجه ی شورای شهر
سفر فرنگ رفته بوده ! شاید هنوز بودجه ی سال گذشته تمام نشده است و قرار است تا
مدتی بودجه ی سال گذشته خرج شود! نظر شما چیه؟ شورای شهر
با نماینده ی جدید چه می کند؟ با وجود
تلاشهای فراوان اعضای شورای شهر جهت انتخاب دوباره ی نماینده ی فعلی ، این امر
میسر نشد . شورای شهر در این راه هزینه های معنوی و مادی زیادی را متحمل شد و شاید
هم شهر مرند مدتی را بدون شورا سپری نمود با این حال اعضای شورا به مراد دل خود
نرسیدند . جالب اینکه منتخبین مردم در شورا! به در قبال منتخب جدید مردم هیچ گونه
واکنشی نشان نداده اند، حال سوال اینجاست : واکنش اعضای شورای شهر در قبال نماینده
جدید چه خواهد بود؟ و منتخبین مردم چگونه با همدیگر تعامل خواهند نمود؟
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386
1:35
تا انتخابات مجلس هشتم ... ! این روزها که روزهای تبلیغات کاندیداهای مجلس شورای اسلامی برای دوره ی هشتم می باشد همه جای شهر چهره ی تبلیغاتی و انتخاباتی به خود گرفته است ، اگرچه به نسبت دوره های گذشته انتخابات برخی کارها و حرکات تبلیغی ممنوع شده است اما این امر خود موجب ابداع شیوه های تازه تبلیغاتی گردیده است . این بحث را موکول می کنیم به بعد از تازه ترین خبرها در مورد کاندیداها . ادامه مطلب
تا انتخابات مجلس هشتم ... !
شنبه چهارم اسفند 1386
18:57
تا انتخابات مجلس هشتم ... ! با نیم نگاهی به انتخابات مجلس هشتم در حوزه انتخابی مرند و جلفا به نکات جالب توجهی بر می خوریم شنیده ها حاکی است جریان اصولگرا در حال بررسی حمایت از دکتر حسین متفکر می باشد ، اما تاکنون در این رابطه هیچ موضع صریحی اتخاذ نشده است و باید منتظر زمان تبلیغات قانونی بود . یکی از فعالین اصولگرا در این رابطه گفت : به احتمال زیاد اصولگرایان فردی را به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود معرفی خواهند نمود اما یقینا این افراد از بین پنج کاندیدای متمایل به جریان اصلاحات ( اسدپور ، حیدری ، یزدانی ، امامی و سازدار ) نخواهند بود . جمعیت موتلفه اسلامی ، ستاد حزب الله ، ستاد برگزاری نماز جمعه و جبهه متحد اصولگرایان از جمله شاخه های جریان اصولگرا در مرند می باشند . اما خبرهای شنیده شده از اردوی اصلاح طلبان مرند حاکی است که برخی از اعضای شورای ائتلاف در صدد حمایت از سیروس سازدار برآمده اند که جای تعجب است و باید دلایل این حمایت را از زبان خودشان بشنویم . همچنین تعدادی از اعضای همین شورا نیز متمایل به حمایت از مهندس عیسی حیدری هستند و عمده ترین دلیل ایشان نیز مواضع صریح مهندس حیدری در مطبوعات از جریان اصلاح طلبی می باشد اما بر اساس همین شنیده ها اعضای این شورا در نهایت جهت حمایت یا عدم حمایت از کاندیدای خاص به اجماع خواهند رسید . شترسواری دولا دولا نمیشه شنیده شده است که برخی کاندیداها خواستار حمایت غیر مستقیم و پنهانی جریان اصلاح طلب و اصولگرا شده اند و طبیعی است که این امر فرض محال است و به عبارتی کاندیدایی که از الان جرات و جسارت قرار گرفتن در اردوی خاصی را ندارد در صورت راهیابی به مجلس در گروههای غالب مجلس به راحتی هضم خواهد شد و غرقه در جریان حاکم 4 سال منطقه را در آتش پشیمانی خواهد سوزاند . تعدادی از کاندیداها نیز موضع مستقل اتخاذ نموده اند که موفقیت در این قالب کمی مشکل به نظر می رسد و در صورت موفقیت ، ایشان با این وضعیت کنونی باید اعتقاد راسخی به معجزه در عصر ارتباطات داشته باشند . راستی بایک استکان چای و بررسی صندوقها موافقید ؟ پس زود چایی را حاضر کنید و ادامه مطلب را بخوانید : برای کل حوزه انتخابیه 210 صندوق اخذ رای در نظر گرفته شده است که از این تعداد 150 صندوق برای منطقه مرند و 60 صندوق برای منطقه جلفا آماده شده است . بطور میانگین واجدین شرایط برای رای دادن در مجموع جدود 135000 نفر می باشد که از این تعداد نزدیک یکصد هزار نفر در منطقه مرند و 35000 هزار نفر در منطقه جلفا رای خواهند داد . به عبارت دیگر مشارکت مردمی در پای صندوق ها در جلفا بالای 80٪ و در مرند حدود 55 ٪ الی 60 درصد می باشد . با این حساب هر کاندیدایی که 35000 رای کسب کند در مرحله اول شماره صندلی اش در مجلس مشخص خواهد شد و ما امیدواریم که بتواند در ردیف های جلویی بنشیند تا چشمان ما هردن بیر در قاب کوچک ( تلویزیون ) به جمال ایشان منور شود . در غیر این صورت خودتان را از الان به اتفاقات جالب مرحله میاندوره ای حاضر کنید . اما بشنوید از چینش کاندیداها : شاید خیلی ها منتظرند که این دوره نیز فینال 4 سال پیش تکرار شود ، اما شاید واقعیت غیر از این باشد حضور کاندیداهای جدید با سطح دانش و سواد بالا و قدرتمند این احتمال را افزایش می دهد که فقط یکی از دو فینالیست دوره قبل بتواند خود را مجددا به فینال برساند حال این یک نفر کیست ؟ اگر شما می دانید به ما هم اطلاع دهید. در منطقه جلفا و هادیشهر حضور دو کاندیدای قوی به نامهای زین العابدین حرفتی و سیروس سازدار به همراه سه نفر دیگر بسیاری از خوش بینی های آقای سازدار را برهم می ریزد چون فارغ از همه ی شانتاژهای تبلیغاتی، آقای حرفتی در آن منطقه خود مدیری موفق بوده است که سالیان سال ریاست اداره مخابرات را در هادیشهر و جلفا عهده دار بوده است و بانی ایجاد خطوط تلفن در روستاهای دور دست این منطقه بوده است و به لحاظ نسبت های خانوادگی وی به نوعی عامل اتحاد علمدار و گرگر بوده است و چنین به نظر می رسد که این کاندیدا بتواند 50٪ آراء این منطقه را به خود اختصاص دهد . دیگر کاندیداهای این منطقه به نظر نمی رسد که بتوانند شگفتی ساز باشند . اما رقابت این دو کاندیدا به نفع هیچ یک از کاندیداهای منطقه مرند نخواهد بود . اما در مرند وضعیت بغرنج تر از این حرفهاست در شهر مرند حدود 20 کاندیدا رقابت خواهند داشت . احراز صلاحیت دو کاندیدای رد صلاحیت شده ( اسدپور و صادقی ) می تواند بسیاری از معادلات را به هم بریزد چرا که اولی با انجام یکسری حرکات فانتزی و جذاب خواهد توانست آب رفته را به جوی بازگرداند و میزان آرا مطلوب را متوجه خود سازد . باور نمی کنید منتظر بیست و چهار اسفند باشید . نفر دوم هم که نباید فراموش کنیم در انتخابات دور هفتم حدود 15000 رای را ازآن خود کرده بود . به یقین این شخص آراء شرق مرند را حسابی به هم خواهد ریخت و از آن گذشته اگر مردم بناب چراغی را که به خانه رواست بر مسجد حرام بدانند نقشه های بسیاری از کاندیداها به خصوص از نوع مطرحشان نقش برآب خواهد شد اگر چه مسئولین بناب هم با آنها همراه باشند . اما حکایت شمال مرند یا همان بخش هرزندات با وجود چهار کاندیدا که دو نفرشان از خود اسم و رسمی دارند ( یزدانی و امامی ) حکایت دیگری است . هردوی این کاندیداها در صورت برنامه ریزی حساب شده می توانند شگفتی ساز شوند چون این دو بیش از آنکه به منطقه خود متکی باشند آراء زیادی را از دیگر مناطق کسب خواهند نمود . اما ما برای دو کاندیدای دیگر این منطقه نیز آرزوی موفقیت می کنیم . این سخن جالب را هم بشنوید : حتما تا حال بسیار شنیده اید در ایران هر اتفاق ناگواری که بیافتد یا فتنه ای در کار باشد می گویند دست انگلیس در کار است . در مرند ما نیز هر اتفاقی بیافتد و یا اگر از یک منطقه چند نفر کاندیدا شوند تحلیل ها اینگونه می شود که کار فلان کس است که خواسته است آرای آن منطقه را پراکنده کند . حال شما پیدا کنید پرتقال فروش را !!! راستی از جنوب مرند که برعکس تمام شهرها بالای شهر مرند است چه خبر ؟ این منطقه متاسفانه مثل تمام انتخابات اعم از شورا و مجلس همیشه موضعی منفعلانه داشته است و همین موجب عقب ماندگی و عدم توسعه این منطقه همگام با سایر مناطق و محلات مرند شده است . نبود حتی یک نفر عضو شورا از این منطقه باعث وجود خرابی هایی مثل خیابان سردارملی و به انجام نرسیدن بسیاری از پروژه ها و طرح ها در این منطقه شده است . در انتخابات مجلس هم وضعیت بهتر از این نیست . اما غرب مرند که همان کشکسرای و روستاهای اطراف باشد با حضور سه کاندیدا ( یکی جوان و کسی که توانست خان اول را با احراز صلاحیت خود به سلامت رد کند (اسدپور ) ، دومی با سطح دانش بالا وبه گفته خودش دارای سمتهای فراوان احتمالا با تکیه بر یک جریان خاص سیاسی معتقد است یک پای فینال حتما اوست ( دکتر متفکر ) و سومی فردی که در دوره های انتخابت گذشته نیز حضور داشته است و صاحب تجربه، که معتقد است با تکمیل مناصب و پست های خود و حضور در مجلس منشا خدمات بسیاری برای منطقه خواهد بود (حجت الاسلام فتحعلی زاده )) از قافله عقب نمانده است . اما اگر خسته نشده باشید با چند نفر از کاندیداها که تا امروز از آنها کمتر شنیده اید آشنا خواهید شد . اسداله ترابی نهاد فرهنگیانی که در جلسات و همایش های مختلف آموزش و پرورش حضور داشته اند بدون شک ایشان را فردی پرسشگر و منتقد می شناسند چون این معلم عزیز که این بار درکسوت کاندیدای مجلس ظاهر شده است بارها روسای اداره را در مورد فعالیتشان زیر سوال برده است . وی که اهل محله دیزج یکان مرند می باشد علاوه بر تدریس در مدارس مرند مدت سه سال مسئول امورتربیتی شهرستان بستان آباد و دو سال نیز مسئول واحد قرآن امورتربیتی مرند بوده است . این کاندیدا که خود را " قارانلیقدا بیر ایشیق " می نامد در اولین دوره انتخابات شورای شهر تبریز کاندیدا شده بود . بهتر است بدانید پدر ایشان غلامعلی ترابی نهاد از مداحان اهل بیت (ع) می باشد . زین العابدین حرفتی گرگر هرکس در منطقه هادیشهر و جلفا با تلفن و موبایل تماسی برقرار کرده باشد به یقین این کاندیدای دور هشتم از این منطقه را فراموش نخواهد کرد چون حرفتی گرگری مدت هشت سال معاون اداره مخابرات هادیشهر و شش سال هم رییس اداره مخابرات جلفا بوده اند و منشا خدمات فراوان در این منطقه و بویژه روستاهای محروم این منطقه ، حرفتی گرگر به نوعی پل ارتباطی علمدار گرگر نیز می باشد چون بواسطه ی همسرشان در علمدار دارای فامیل های زیادی می باشد . وی دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت دولتی می باشد . محمد دهقانی وی که قبلا نام داداش را در شناسنامه خود داشت ، فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جلفا و در حال حاضر بازنشسته می باشد . وی از آزادگان دوران دفاع مقدس نیز می باشد . تاکنون فعالیت چشمگیر خاصی از این کاندیدا مشاهده نشده است . دکترعلی احمد علیزاده در سال 1336 در علمده مازندران به دنیا آمده و پدر و مادرش مرندی می باشند . وی با عناوین رایزن فرهنگی در شبه قاره هند ، مدرس زبان فارسی در پاکستان برای پزشکان اعزامی هندی و پاکستانی ، ریاست امتحانات آموزش و پرورش منطقه 17 تهران ، معاونت امتحانات سازمان شهر تهران ، مبتکر و مبدع مکانیزاسیون رایانه ای آموزش و پرورش کل کشور ، کارشناس مسئول آموزش نیروی انسانی معلمی برای اعزام به مدارس خارج از کشور ، پژوهشگر پژوهشگاه آموزش و پرورش و استاد دانشگاههای تهران مشغول به خدمت بوده است . وی نوه ی حجت الاسلام والمسلمین ملا محمد رضوانی خانه سری می باشد . اما تازه ترین خبرها از انتخابات : انعکاس چاپ موفقیت های هنرستان امام حسین (ع) به مدیریت قاسم عشقی بعد از چاپ گزارش موفقیت های هنرستان امام حسین (ع) به مدیریت قاسم عشقی تعداد کثیری از شهروندان بویژه اولیای دانش آموزان و تعدادی از شهروندان جلفا و هادیشهر طی تماسهای تلفنی مراتب تشکر و قدردانی خود را از این مدیر موفق اعلام نموده و در پاره ای موارد نظرات خود را با دفتر نشریه در میان گذاشتند. مطمئنا نشریه خوش خبر بعد از پایان یافتن موعد انتخاتبات نیز در شناسایی و معرفی مدیران موفق منطقه خواهد کوشید. اما تماسهای حاصله حامل این پیام می باشد که « شهروندان و بویژه جوانان منطقه می خواهند با دو بال عمل و تفکر به پرواز درآیند و مدارج ترقی را طی کنند، آنان که از شعار و وعده های توخالی خسته شده اند این بار امید خود را در مردی صاحب تفکر و عمل میجویند چرا که بیانات طوفانی ایشان که حمایتهای اقشار مختلف بویژه آسیب پذیر را به دنبال داشته است را نباید از نظر دور داشت .» ( نقل از یک تماس تلفنی ) . جوانان پرسشگر و افقهای روشن آینده این روزها که بازار جلسات خانگی کاندیداها داغ داغ است جوانانی را مشاهده میکنم که فارغ از همه تبلیغات و سخنان کاندیداها، پرسشگر در مجلس نشستهاند و کاندیداها را به چالش میکشند. در یکی از جلسات خانگی که نامزد محترم از خدمت بیست و هشت ساله خود میگفت و سعی در ارائه آمار و ارقام داشت تا مردم را قانع کند که مدیر موفق بوده است، جوانی بدون توجه به تعداد کثیر طرفداران کاندیدای محترم، از وی خواست تا به جای روایت تاریخ و ارائه اعداد و ارقام از اهداف و برنامههای خود بگوید. که با اعتراض طرفداران کاندیدای محترم مواجه شد. به امید روزی که همه جوانان در برابر مسئولین و کسانی که در صدد کسب مسئولیت هستند پرسشگر باشند و افقهای روشنی از آینده را در سایه تفکر و اندیشه خود برای این مرزوبوم ترسیم نمایند.
صنعت حلقه مفقوده سخنان نماینده مردم
جمعه نوزدهم بهمن 1386
1:43
صنعت حلقه مفقوده سخنان نماینده مردم در جلسه ای که به منظور سخنرانی تبلیغاتی کریم شافعی در منزل یکی از اعضای شورای شهر برگزار گردید ، وی به ارایه عملکرد دو سال و نیم فعالیت خود در حوزه مرند و جلفا نمود . جذب اعتبار برای بسیاری از پروژه ها و طرح ها و اجرای برخی پروژه های دیگر در صورت توفیق در انتخابات این دوره از جمله ی مباحث مطروحه ی وی بود . اما ظاهرا در این سخنرانی یک ساعته بخش صنعت حلقه مفقوده ارایه ی این عملکرد بود . نماینده فعلی مردم مرند و جلفا در مجلس شورای اسلامی هیچ اشاره ای به طرح های صنعتی ننمود . صنعتی که برای منطقه بسیار نیاز است . صنعتی که تاکنون هیچ کدام از نمایندگان نتوانسته اند آنگونه که باید در منطقه فعال کنند . نکته دیگر مسئله اشتغال بود که متاسفانه جناب شافعی در این زمینه نیز نگرش چندان جالبی نداشت . بدین گونه که به نظر وی با اجرای طرح های مختلف ساختمانی در شهر از جمله ورزشگاه و بیمارستان و... بیکاران و جوانان می توانند به راحتی در این پروژه ها به کارگری بپردازند . به عبارتی نماینده محترم فقط در سطح کارگری به مقوله اشتغال می پردازند ولی ای کاش ایشان بیکاران و جوانان را در سطح کارفرما می دیدند نه کارگر . البته کارگری عیب نیست بلکه نگرش مهم است . می گویند بسیاری از مدیران یکی از شهرهای همجوار هیچ کدام از شهروندان خود را به عنوان کارگر بکارگیری نمی کنند و کارگران را فقط از دیگر شهرها بکار می گیرند و همشهریان خود را در پست های بالاتر مشغول بکار می کنند .
فضای انتخاباتی نه چندان جالب !
شنبه سیزدهم بهمن 1386
17:10
فضای انتخاباتی نه چندان جالب ! این روزها روی هم رفته اکثر کاندیداها با حضور در جلسات در شهر و روستا به تبلیغات و یارگیری می پردازند . اما فضا آنگونه که باید و شاید دلچسب نیست . حرکات تکراری و حرف های تکراری . هر کس از کیسه دیگری به حساب خودش می بخشد . کسی نیست که طرحی نو دراندازد و حرف های تازه ای بگوید . شیوه های سنتی جریان را مطابق سالهای قبل هدایت می کنند و از ظاهر قضایا چنین برمی آید که باز هم زر و زور و تزویر پیروز میدان خواهند بود . اما قراین و شواهد نشان می دهند که این روزها همه آنهایی که روی خودشان حساب ویژه برای پیروزی باز کرده اند سخت نگرانند . حتی آنهایی که در شرایط ویژه از نفوذ و قدرت خاصی در بالادست ها برخوردارند . یکی می ترسد رقیب دیرین بالاخره انتقام بگیرد و او را نفله کند . از طرفی وقتی به عقب و گذشته نگاه می کند خورجینش را خالی می بیند و متاسف از اینکه به حرف عقلای قوم ، بزرگان شهر ، مشاوران و مردم پشیزی قایل نشد و امروز به فکر جبران گذشته است . دیگری برای اینکه وظایف مدیریتی خود را خوب انجام داده است منت سرمایهگذاری مردم می گذارد . آن دیگری بعد از رهبر نفر دوم خود را می خواند و معتقد است که بقیه کاندیداها بیسواد معلمانی هستند که فکر می کنند مجلس جای آب بابا است . یکی دیگر کارت خودیاری توزیع می کند و فکر می کند که مردم باید منت او را بکشند و هزینه اش را هم تقبل کنند ( یارو می رفت کلیسا که دعا بکند تا عیسی یک زن دلخواه نصیبش کند از قضا به وقت ورود دید دختری هم در محراب نشسته و تقاضای شوهر می کند یارو برای اینکه وانمود کند که همان کرامت و معجزه الهی است در حالی که وارد می شد می گفت : عیسی تو رو خدا هولم نده !!) بعضی ها هم از الان ماهیت خود را نشان می دهند و با خلف وعده های فراوان مردم را علاف خودشان می کنند . خلاصه عجیب مکاره بازاری شده و هرکس از بین این ملون کاندیداها بتواند جان به سلامت به در ببرد پیروز میدان است . اما شما چه کسی را انتخاب خواهید کرد ؟ هنوز فرصت هست کمی بیشتر بیندیشیم
فضای انتخاباتی نه چندان جالب !
شنبه سیزدهم بهمن 1386
16:50
فضای انتخاباتی نه چندان جالب ! این روزها روی هم رفته اکثر کاندیداها با حضور در جلسات در شهر و روستا به تبلیغات و یارگیری می پردازند . اما فضا آنگونه که باید و شاید دلچسب نیست . حرکات تکراری و حرف های تکراری . هر کس از کیسه دیگری به حساب خودش می بخشد . کسی نیست که طرحی نو دراندازد و حرف های تازه ای بگوید . شیوه های سنتی جریان را مطابق سالهای قبل هدایت می کنند و از ظاهر قضایا چنین برمی آید که باز هم زر و زور و تزویر پیروز میدان خواهند بود . اما قراین و شواهد نشان می دهند که این روزها همه آنهایی که روی خودشان حساب ویژه برای پیروزی باز کرده اند سخت نگرانند . حتی آنهایی که در شرایط ویژه از نفوذ و قدرت خاصی در بالادست ها برخوردارند . یکی می ترسد رقیب دیرین بالاخره انتقام بگیرد و او را نفله کند . از طرفی وقتی به عقب و گذشته نگاه می کند خورجینش را خالی می بیند و متاسف از اینکه به حرف عقلای قوم ، بزرگان شهر ، مشاوران و مردم پشیزی قایل نشد و امروز به فکر جبران گذشته است . دیگری برای اینکه وظایف مدیریتی خود را خوب انجام داده است منت سرمایهگذاری مردم می گذارد . آن دیگری بعد از رهبر نفر دوم خود را می خواند و معتقد است که بقیه کاندیداها بیسواد معلمانی هستند که فکر می کنند مجلس جای آب بابا است . یکی دیگر کارت خودیاری توزیع می کند و فکر می کند که مردم باید منت او را بکشند و هزینه اش را هم تقبل کنند ( یارو می رفت کلیسا که دعا بکند تا عیسی یک زن دلخواه نصیبش کند از قضا به وقت ورود دید دختری هم در محراب نشسته و تقاضای شوهر می کند یارو برای اینکه وانمود کند که همان کرامت و معجزه الهی است در حالی که وارد می شد می گفت : عیسی تو رو خدا هولم نده !!) بعضی ها هم از الان ماهیت خود را نشان می دهند و با خلف وعده های فراوان مردم را علاف خودشان می کنند . خلاصه عجیب مکاره بازاری شده و هرکس از بین این ملون کاندیداها بتواند جان به سلامت به در ببرد پیروز میدان است . اما شما چه کسی را انتخاب خواهید کرد ؟ هنوز فرصت هست کمی بیشتر بیندیشیم
بازهم تب انتخابات !
شنبه سیزدهم بهمن 1386
15:51
بازهم تب انتخابات !
منبع : وبلاگ مرند من انتخابات هم بحث جالبی هست برای گفتن خیلی چیزا ها هم اینکه اشتغالزایی خوبی داره البته برا بعضیها شاید خیلی ها ! وقتی انتخابات مجلس شروع میشه ادم ناخودآگاه یادی از انتخابات شورا می کنه حالا حکایت این به اون چه ربطی داره الله اعلم ؟ انتخابات شورا شروع شد ادما ثبت نام کردند انهم چه قدر!!!!!! من خودم خیلی هاشون تا روز اخر که لیستشان را در مراکز انتخاباتی دیدم نمی شناختم نمی دونم این چند نفری که برای انتخابات مجلس ثبت نام کردند چقدر صلاحیت دارند ولی انتخابات شورا ا... خیلی هاشون اصلا مرند انطور که باید نمی شناختن شاید میشناختن ما خبر نداشتیم یکی نبود از این خانم پرستار بپرسه خانم ببخشید شما میتونید شهر سازی را تعریف کنید یا کمتر از اون شهر را تعریف کنید ؟ یا حالا چرا اون اقا پسر دانشجوه ثبت نام کرده بود اینهارو میدونست یکی نبود به اون بگه اقا پسر تو برو درستو بخون و سعی کن ۸ ترم تموم کنی تو رو چه به این کارا ؟ ...........؟ اصلا یکی نبود از همه این ثبت نام کنندگان بپرسه مگه قراره خوشگلترین ادم ها انتخاب بشن ؟ که کلی پول برای روتوش عکستان دادید؟ یا خیلی های دیگه که دم از عدالت میزدن یکی نبود بپرسته عدالت خودت میدونی چیه ؟ تا حالا تونستی تو مقامی که هستی عدالتو اجرا کنی که حالا میخواهی به این ملت قول بدی که که اگه برنده بشم فلان می کنم بهمان میکنم ! اصلا اینهایی که رای اوردن تا حالا چی کار کردن ؟ البته ناگفته نماند هرکسی برای منطقه خودش کارهایی کرده اونم واسه خاطر حالا بماند چی ؟ هرکسی خودش میتونه جواب این سوالو بده بدبخت اون مناطقی که نماینده ندارند! چی کار کنند؟ یاد جمله امام خمینی (ره) میافتم که میگفت اگر میخواهید ملت کنارتان باشید کنار ملت باشید خدمتگذار ملت باشید تازه یه نکته جالب من خودم چند بار روزنامه های مرند خوندم که برخی از اعضای شورا که دوره اونا داره تموم میشه میاد و میگه من اسرار پشت پرده شورا خواهم گفت ! فاش خواهم کرد؟ یکی نیست ازش بپرسه خودت تو اون پشت پرده مگه کنار اونا نبودی؟ حالا اینها ما میگیم کسی که باید بشنوه و گوش کنه میشونه ؟ شاید میشنوه ولی یه گوشش دره اونیکی دروازه! انتخابات مجلس هم اینطوری ؟ خیلی دوست دارم این اقای شافعی را از نزدیک ببینم به ایشون بگویم اقای شافعی نماینده مردم مرند و جلفا میشه بگی چه کارهایی برای مرند کردی ؟ والا اون شاه عباس صفوی با اون همه حالا نا عدالتی هایی که کرد حداقل این صفت را داشت که بره از نزدیک حال و روز مردمو ببینه ؟ اصلا چرا بریم سراغ شاه عباس مگه ما کم داریم نماینده دولت و ملت دراسلام ؟ منظور من مالک اشتر هستش! خیلی خوبه ادم بره یکی از نامه هایی حضرت علی برای ایشان نوشت را بخوانه و یاد آوری بشه که چوری میشه به این ملت خدمت کرد و کنارشون بود؟ سخن اخر من کسایی هستن که دنبال منفعت های خودشون از بعضی ها حمایت میکنن ؟ مرند مال شماست شهر شماست خانه شماست ؟ مردم مرند هم جزئی از خانواده شما پس مراقبت باشید که خائن شناخته نشوید !؟ و ای کسایی مثل کبک سرتان زیر برف مانده گناه کسی که ظلم را میبینه و حرف نمیزنه کمتر از کسی که ظلم میکنه نیست؟ و اخرش شهریار حرفهایی جالبی داره که یکیش میتونه این حرفهای منو تکمیل کنه؟ حق بایراقی یئره ینمسین گرک عدالت چراغی سونمسین گرگ سیز ای ظلم ائمتگه عادت ائدننر اورک سویوق داشا دونموسین گرگ
پروژه احداث فرودگاه در مرند یا منطقه آزادجلفا ، رویا ، واقعیت یا تکرار تراژدی ” لامپ تصویری”
سه شنبه نهم بهمن 1386
20:11
پروژه احداث فرودگاه در مرند یا منطقه آزادجلفا ، رویا ، واقعیت یا تکرار تراژدی ” لامپ تصویری”
منبع سایت مرندیمیز با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی فعالیت های نمایتدگان فعلی در مجلس برای فعال نشان دادن خود افزایش یافته است . در همین حال در شهرستان مرند نیز که آقای کریم شافعی که به دنبال الغای انتخبات دوره نهم که برنده آن آقای یزدانی بود در انتخابات میاندوره ای به مجلس راه یافته است در روزهای اخیر از پروژه فرودگاه در حوزه انتخابیه خود سخن گفته است. گزارش خبرنگار مرندیمیز حاکی است این سخنان آقای شافعی بی شباهت به وعده های وی در مورد کارخانه لامپ تصویری مرند نیست. این سخنان در حالی بر زبانها رانده می شود که چندی پیش نصب پلاکاردهای تشکر از آقای شافعی از زبان جمعی از مرندی ها بر دیوارهای شهر نقش بسته بود. آگاهان بر این باورند که پروژه احداث فرودگاه دسته کم در زمان نزدیک صرفا فعالیتی تبلیغاتی بوده و از جدیت لازم برخوردار نیست. در همین حال مدير مركز مطالعات راهبردي سازمان منطقه آزاد ارس گفت: مطالعات مربوط به ايجاد فرودگاه ارس در شمال استان آذربايجان شرقي با ۵۰درصد پيشرفت در دست تكميل است.ايرج حاتمي، پيش بيني كرد اين طرح مطالعاتي در سه ماهه دوم سال آينده تكميل و پس از آن كارهاي اجرايي اين طرح بزرگ به مناقصه گذاشته شود.وي، روز يكشنبه به خبرنگار ايرنا اعلام كرد: طرح مطالعاتي ايجاد فرودگاه در اين منطقه توسط مشاور ايراني و شريك آلماني در سال جاري آغاز شده و مكان آن در جنوب غربي شهر جلفا در زميني به وسعت دو هزار و ۸۰۰هكتار طراحي ميشود.براي اجرا و تكميل طرح مطالعات ايجاد فرودگاه در منطقه آزاد ارس، هشت ميليارد ريال اعتبار تامين شده است.به گفتهي وي، مطالعات طرح جامع پس از انجام بررسيهاي اوليه در ارتباط با وضعيت هوانوردي در منطقه، تعيين ميزان و حجم كالا و مسافر قابل جابجايي و نيز رده فرودگاهي انجام ميگيرد.حاتمي يادآور شد: فرودگاه ارس در رده " دي (D ۴) " ۴طراحي ميشود و قابليت جابجايي ۲۴ميليون مسافر در سال را دارا ميباشد.وي، حجم مسافر پيشبيني شده براي جابجايي عملي را دو ميليون نفر در سال عنوان كرد. این در حالی است که کریم شافعی نماینده فعلی مردم مرند جلفا و هادیشهر در مجلس شورای اسلامی اواخر آذرماه طی یک مصاحبه رادیویی که از شبکه استانی آذربایجان شرقی پخش گردید محل این فرودگاه را در منطقه یکانات واقع در غرب شهرستان مرند عنوان کرد. و از اتمام مرحله خرید زمین این فرودگاه خبر داد . با اینکه پروژه ای به این بزرگی هنوز معلوم نیست در کجا احداث خواهد شد( یا شاید هم به مدد تلاش و پی گیری های نماینده محترم مرند دو فرودگاه در نظر گرفته شده است) مدير مركز مطالعات راهبردي سازمان منطقه آزاد ارس از انجام مقدمات کار خبر داد و گفت : تجهيزات ايستگاه سنجش باد به منظور جلوگيري از خطاهاي احتمالي در محل سايت نصب شده است.فاصله محوطه تخصيص يافته به ايجاد فرودگاه ارس با نزديكترين فرودگاه كشور ۱۳۷كيلومتر با فرودگاه تبريز است و فاصله آن با نزديكترين فرودگاه خارجي نيز ۴۰كيلومتر، فرودگاه جمهوري خودمختار نخجوان ميباشد.محدوده سازمان منطقه آزاد ارس در ۳۷كيلومتري شهر شمالغربي تبريز مركز استان آذربايجان شرقي در مرز ايران با جمهوري آذربايجان واقع شده است.سازمان منطقه آزاد ارس با تصويب مجلس شوراي اسلامي از سال ۸۴فعاليت خود را آغاز كرده است.
جمعه پنجم بهمن 1386
21:25
گفتگویی خواندنی با مهندس عیسی حیدری
خوش خبر : آقای مهندس دوست داریم سرنوشت زندگی شما را از زبان خودتان بشنویم وظیفه خود میدانم در آغاز سخن ایام شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (ع) و همراهانش را به پیشگاه حضرت ولی عصر عج و ملت فهیم و معتقد و عاشق مکتب امام حسین (ع) منطقه تسلیت بگویم . من در زمستان سرد 1347 در ماه بهمن که علاوه بر سرما ، سیلی سنگین فقر صورت پدرومادرم را سرخ میکرد در یک خانواده مستضعف ولی پاک وباایمان و عاشق امام حسین (ع) در محله یالدور مرند به دنیا آمدم پدر و مادرم زاده روستای اسداغی هستند من فرزند اول خانواده هستم و یک برادر و دو خواهر دارم . مادرم از نعمت سواد بی بهره بود اما فاضله ای پاکدامن و مومنی عامل به احکام و خانه دار بود و پدرم سواد قرآنی و خواندن و نوشتن داشت و نجار بود او در خیابان ایستگاه قدیم و شهید رجائی فعلی مغازه نجاری داشت و به خاطردرست کاری و ابتکار و خلاقیتش به استاد ناقلا معروف بود پدرم از مداحان اهل بیت بودو یکی از تعزیه خوانان دستگاه اباعبدالله (ع) بود و دست خیر داشت و جزو فعالین سیاسی زمان شاه بود و خودش میگفت جزو معدود کسانی بود که از سال 1342 مقلد امام (رض) بود و در زمان انقلاب سال 1357 چوب دستی های معروف ساخته شده از درخت چنارتوسط او ابزار مبارزه مبارزین مرندی در راه پیمائی ها بر علیه مامورین رژیم بود بعد از انقلاب با تاسیس پایگاه مقاومت بسیج به عضویت بسیج سپاه پاسداران مرند در آمد و درسال 1361 در عملیات بیت المقدس در حوالی خرمشهربه شهادت رسید وپیکررنج کشیده و درمند و خون آلودش در باغ رضوان مرند آرام گرفت و هفتمین شهید دوران دفاع مقدس از مرند هستند مادرم هم در سال 1374پس از تحمل سنگینی بار سخت تربیت چهار فرزند یتیم آن شهید بالاخره به او پیوست واکنون در باغ رضوان مرند آرمیده است . پدرم و زن فاضله ای به نام کبری خانم اولین معلمین قرآن من بودند و تکمیل قرآن را درنزد مرحوم حاج ابوالفضل کسائی پدر شهیدان عزیزمان کسائی ها آموختم ودوران ابتدائی و راهنمائی را در مدرسه فرخی و نوراسلام مرند به پایان رساندم و درخرداد سال 1367 از دبیرستان شهید سیدزاده دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم و با رتبه 48 وارد دانشگاه تبریز در رشته مهندسی برق الکترونیک شدم و پس از سه ترم به جهت علاقه شخصی تغییر رشته دادم و مهندسی عمران را به پایان بردم واخیرا فراغتی دست داد تا در دانشگاه علم و صنعت ایران دوره عالی مدیریت اجرائی گرایش استراتژیک را بگذرانم . دوران دبیرستان دوران شیرینی بود هم درس میخواندم و هم در انجمن اسلامی دانش آموزان فعالیت میکردم و عضو فعال پایگاه بسیج بودم آن دوران بسیجی بودن حال و هوای معنوی خاصی داشت با امورتربیتی مرند و سپاه و هلال احمر همکاری هنری داشتم و بازیگر و کارگردان چند نمایشنامه از جمله نمایشنامه قلعه ، شلمچه در خون ، نیستان و ... بودم از همکاران آن دوره نادر برهانی مرند و مصطفی طالبی و جواد قامتی و رزاقی و سید کریم حسنی و علی امینی و .... بودندکه خیلی از آنها در کشور و منطقه بی نظیر بوده و هستند و استاد برجسته من در کارهای هنری حسن شکوهمند هنرمند باسابقه شهرمان بود و یک فیلم کوتاه هم به نام آخرین مسافر کار کردیم که نقش اول آن را بازی میکردم . در دوران دانشگاه هم با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری داشتم و همزمان هم کار میکردم و هم درس میخواندم .
ادامه مطلب
جمعه پنجم بهمن 1386
21:10
آفرين به فوتباليست هاي مرند
- تحليلي معرفت شناختي و جامعه شناختي از فوتبال – دكتر صابر امامي
در جهان امروز، فوتبال بيش از هر ورزش ديگر حاكم بر دل و جان انسان معاصر است، بيش از هر ورزشي تماشاگر و علاقه مند دارد، و هر نوجوان و جواني، بيش از هر ورزشي، آرزومند قهرماني در صحنة فوتبال است. جوانان از دويدن در ميدان سبز لذت مي برند، و هواداران تيم از تماشاي تلاش قهرمانان تيم شان در همان ميدان و صفحة سبز، به هيجان و لذت مي رسند، راستي چرا؟ اين نوشته را وقتي مصمم شدم بنويسم كه در «هفته نامة خوش خبر» مرند كه البته دير به دست من رسيده بود، اين خبر را خواندم: "جوانان خيرّ" (مرند) بر جام قهرماني (استان) بوسه زد، آنگاه در شرح خبر خواندم: تيمي كه در برگزاري 18 مسابقه فقط يك باخت در كارنامة خود دارد، در آخرين مسابقة خود، با برتري خيره كننده اي سه بر يك، رقيب خود، تراكتورسازي نوين را در خانة رقيب، در باغ شمال شهر تبريز، شكست مي دهد و به جام قهرماني دست مي يابد (خوش خبر، سال سوّم، شمارة 122؛ سه شنبه 10 مهرماه، 1386) طبيعي بود از خواندن خبر غرق غرور شدم، خوشحالي و افتخار تمام وجودم را فرا گرفت، البته مسئله قابل تأمل بود، و افتخارش از صميم جان برمي خاست. شهر من مرند، شهرستاني در پهنة ايران بزرگ و استان آذربايجان شرقي، تيمي را در خود پرورش داده بود كه در هيجده بازي تنها يك باخت داشت، و در بازي فينال، رقيب را درخانة خودش به زانو نشانده بود؛ آن هم با نتيجه اي خيره كننده: سه بر يك.
ادامه مطلب
تا انتخابات ...
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
21:51
تا انتخابات ... نجفی به تردیدها پایان داد . خوش خبر : در حالی که حضور ابوالفضل نجفی لیواری در این دوره از انتخابات بنا به دلایل گوناگون در هاله ای از ابهام قرار داشت و فعالین سیاسی و طیف های مختلف سیاسی درباره حضور و یا عدم حضور این چهره ی مطرح انتخابات در تردید بودند ، وی به تمام تردیدها پایان داد و یک روز مانده به پایان تاریخ ثبت نام ، مدارک خود را به وزارت کشور تحویل داد . نجفی در گفتگوی اختصاصی با خوش خبر گفت : "در دوره های گذشته یکسری گزارشهای غیر مستند و مشکوک موجب بروز پاره ای سوء تفاهمات و ایجاد مشکلات در تعیین صلاحیت گردیده بود . " به نظر می رسد اگر این کاندیدا موفق به اخذ صلاحیت از مراجع ذیربط گردد انتخابات مرند و جلفا از شور و حال بیشتری برخوردار شود . اظهار نظرهای متفاوت درباره صفحه " تا انتخابات هشتم " در حالی که تنور انتخابات حوزه مرند و جلفا هنوز گرم نشده بود ، مطلب چاپ شده در نشریه خوش خبر تحت عنوان "تا انتخابات هشتم ... ! " به خوبی توانست از عهده این امر برآید و تا حدودی موضع بی طرفی خود را حفظ کند و گرمی خاصی به این آخرین پدیده سیاسی سال 86 بدهد . این مطلب را یکی از کاندیداهای این دوره انتخابات اعلام کرده است . اما همه بر این نظر نبودند . تعدادی از کاندیداها به نوع معرفی خودشان انتقاد داشتند و در این خصوص از خوش خبر گله مند بودند . اولین کاندیدای منتقد دکتر حسین متفکر بود که طی تماسی تلفنی گفت که : " من سرهنگ سپاه نیستم و توفیق سرداری نداشته ام . " خوش خبر ضمن پوزش از ایشان گفته ایشان را جهت تنویر افکار عمومی و تصحیح مطلب قبلی در اینجا ذکر می کند . دومین منتقد در این رابطه مهندس سیروس سازدار بود . اولین انتقاد ایشان به درج پیشوندهای مختلف اعم از دکتر و مهندس در عناوین دیگر کاندیداها و معرفی ایشان بدون استفاده از عنوان مهندسی ایشان قبل از اسمشان بود و انتقاد دومشان به عدم درج مدرک تحصیلی و پستهای مدیریتی بویژه اینکه ایشان حدود ده سال مدیر عامل شرکت گاز استان بوده اند می باشد . خوش خبر انتقاد این کاندیدای محترم را نیز جهت آشنایی مخاطبین خود با سوابق ایشان عینا در این قسمت آورده است . ذکر این مطلب در این قسمت ضروری است که نشریه خوش خبر نسبت به تمامی کاندیداهای محترم حسن نیت دارد و تمامی سعی خود را در معرفی کاندیداهای محترم بصورت بی طرفانه و به دور از هر گونه نگرشهای منفی و تخریبی به کار خواهد برد . اما اظهار نظر ها محدود به مرند نبود تعدادی از خوانندگان محترم نشریه که در خارج از مرند خوش خبر را مطالعه کرده بودند نظرات خودشان را در رابطه با این صفحه ابراز کردند . مهندس ابراهیم صراف در اولین روزهای توزیع نشریه در یک تماس تلفنی مراتب تشکر خود را از چاپ عکس ایشان در میان سایر کاندیداها اعلام نمودند . دوستی در یک پیام کوتاه تشکر خود را از نوع معرفی کاندیداهای احتمالی حوزه مرند و جلفا اعلام نمودند . تماس گیرنده دیگری نیز که از جلفا زنگ زده بودند ضمن اینکه خودشان را معرفی ننمودند از بی توجهی نشریه نسبت به کاندیداهای احتمالی منطقه جلفا و هادیشهر انتقاد نمودند و خواستند که در شماره های آینده کاندیداهای این منطقه کاملتر و بهتر معرفی شوند تا حق این منطقه تضییع نشود . این هم یک حرکت زشت فردی که ظاهرا با یکی از کاندیداها مشکل داشته است در یک اقدام زشت تعدادی از نشریات خوش خبر موجود در یکی از کیوسکهای روزنامه فروشی را بدون اینکه هزینه آنها را پرداخت نماید به سرقت می برد . جالب است که این تعداد نشریه چند روز بعد در حالی که پاره شده بودند در حیاط منزل یکی از کاندیداها پیدا شدند که این کاندیدای محترم نیز طی تماسی مراتب را به دفتر خوش خبر اطلاع دادند . اما تازه ترین خبرهای انتخاباتی اما تازه ترین خبرها حاکی از این است که بر اساس آخرین آمار تعداد 34 نفر ، کاندیدای این دوره از نمایندگی مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابی مرند و جلفا شده اند . بر اساس این آمار آقایان : جواد اسدپور ، قاسم عشقی ، حسین متفکر ، عیسی حیدری ، حسین تقی لیواری ، ابراهیم صراف ، ابوالفضل نجفی لیواری ، صابر امامی ، سیروس سازدار ، جعفر فتحعلی زاده ، کریم شافعی ، حسین عسگری ، محسن رضا پناه داود محمدی ، محمد باقر اصولی ، رضا فرحانی ، محمد علی حاج کوه کمری ، علیرضا امیدی گرگری ، محمدکاظم عبد یزدانی ، محمد حسین صادقی ، رسول داشاد ، حمید طوری ، اصغر فتحی ، اسداله ترابی نهاد ، محمد دهقانی ، علی بابازاده ، ایرج عبدیلزاده ، زینالعابدین حرفتی ، منوچهر مونس خواه ، رضا صالحی و خانم رقیه منطقی و سه نفر دیگر که متاسفانه اسامی آنها را در اختیار نداریم در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی کاندیدا شده اند . البته این آمار صرفا در حد ثبت نام می باشد و کاندیداهای قطعی پس از روشن شدن وضعیت صلاحیت آنها معرفی خواهند شد .
از پشت عینک شکسته
شنبه پانزدهم دی 1386
20:52
واژگان شهرداري طبق گزارش «خانهي اموات » در نشريه خوش خبر شماره 122صفحه 4 ، اصطلاح « آرامستان » را آقاي شهردار به مدد واژه شناسي مطرح فرمودند و بعد دراستان مصوب شد ..... لابد آقاي شهردار به خاطر اين شاهكار مورد تقدير قرار گرفته و در دفترشان مهر صد آفرين زدهاند ما نيز چند واژه براي شعبه هاي ديگر شهرداري پيشنهاد ميكنيم تا ايشان هم به استان پيشنهاد بدهند و بعدش «صد آفرين » را با هم تقسيم كنيم :
نوسازي : فيشستان فضاي سبز : خاكستان ( خارستان ) تاكسي راني : زردستان اتوبوسراني : درازستان شهرسازي : سنگستان بايگاني : تنگستان كارگزيني : حكمستان حسابداري : پولستان روابطعمومي : حرفستان ( تلفنستان ) واحد تملك : زورستان عمليات عمراني: ريگستان و قيرستان نگهباني : اخمستان حراست : خشمستان تخلفات ساختماني : اشكستان ( آوارستان ) كمسيون حفاري : كلنگستان ( حفرستان ) ماده صد : جريمستان رفاه و بيمه : كسرستان آتش نشاني : سرخستان شوراي شهر : آغستان ( شرقستان ) « افزايش حقوق كاركنان دولت در سال 87 فقط 6 درصد ( ابرار اقتصادي 8 / 7 / 86 ) اين روزها ساختن فيلمها و سريالها در فضاي متافيزيكي باب شده مثل گردش ارواح در « حلقهي سبز » و وسوسهي شياطين و اجنبه در « اغما» و غيره . ارواح كنجكاو و فضول هم به دنبال علت ميگشتند با نگاه به دو تيتر بالا و اوضاع قمر درعقرب اژدهاي اقتصاد نشان ميدهد كه ما همه روحيم و بايد فيلمهاي متافيزيكي ببينيم زيرا اگرجسم بوديم بايد حداقل 664 هزار تومان درآمد داشته باشيم حالا كه نداريم و نخواهيم داشت بگو چه كنيم الياس ؟ چگونه نفس بكشيم پيربابا ؟ عشق كيلويي چند شيخ صنعان ؟ ( ببخشيد ) حاج آقا فتوحي ؟ جگونه بايد « جلال فتوحي شد » ؟ - با ضايعات ميوهها مربا ميسازند و به مردم مياندازند - با ته مانده هاي ميدان هاي تره بار انواع ترشي درست ميكنند ودر شيشه ميكنند - آشغال گوشت و گوشت پلاسيده و چروكيده به سوسيس تبديل ميشود - سوسيس هاي برگشتي را دوباره رنده و فشرده كرده كالباس ميسازند - با قسمت ديگري از گوشت هاي باز نشسته و خشك شده بر قناري قصابي كباب درست ميكنند - با تكه هاي بريده شده و پخش شده ي سريالهاي آبكي سيما ، فيلم سينمايي الكي ميسازند و اينك بهره وري در رمضان : قنادان محترم ( دور از چشم مأموران زحمتكش بهداشت و گاهي نزديك چشم ايشان ) باميه ميپزند و سپس با روغن سوخته و جزغاله شده ي بر جا مانده ، نان روغني ميپزند و به روزه داران محترم ميفروشند و شيره ي سوخته را هم دور نميريزند و نان قندي و شيرمال مخصوص كادويي ميپزند تا مهمانان افطار به خانهي ميزبانان ببرند . فيلم نامهي جوجه و نوزاد روز – داخلي – ايستگاه پرستاران بخش زايمان (قدس 3/8/86) سر پرستار : پدر محترم نوزاد شمارهي سه براي ترخيص و تسويه حساب فوراً مراجعه كنند . همراه مادر و نوزاد : ببخشيد خانم سرپرستار ، پدر نوزاد رفته اند يك وانت جوجه ي يك روزه بخرند . سرپرستار: هنوز براي اين نوزاد زود است كه سوپ جوجه بخورد . همراه : ميدانيم خانم ، رفته اند جوجه ي يك روزه بخرند تا با استفاده از بيمه آنها خرج دوا و دكتر و بيمارستان نوزاد خودش را بپردازند .
در شادابي و نشاط انتخابات بكوشيم
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386
14:6
در شادابي و نشاط انتخابات بكوشيم مدتي است يك پديده ناخوشايند در بين برخي از سايتها و وبلاگهاي فعال مرند در حال اتفاق است . تعدادي از دوستان هنوز نه به داره و نه به بار شروع كرده اند به كوبيدن همديگر و بعضي از كانديداها . هنوز هيچ چيز بر هيچ كس روشن نيست و اينكه چه كسي كانديدا خواهد شد يا نه يكسري تعاريفي است كه اشخاص براي خود خوانده اند بنابراين از الان آلوده كردن فضا براي نتيجه گرفتن چندان منطقي به نظر نمي رسد . بهتر آن است كه در حال حاضر مردم را با كانديداهاي احتمالي نه با تعاريفي منفي بلكه آنچنان كه هستند و مستند آشنا كنيم و افكار عمومي را از الان مشوش نكنيم . در مردم انگيزه ايجاد كنيم تا بروند و آنها را بشناسند . ارزش آگاهي را به مردم گوشزد كنيم و ارزش آراي آنها را . از توپيدن به همديگر خودداري كنيم ، احترام متقابل را به همديگر هديه كنيم و به خاطر ديگران با خودمان در نيافتيم . ارزش همكاري را پاس بداريم و در جريان انتخابات براي همديگر پشتوانه فكري و معنوي باشيم . بعد از 24 اسفند ديگر دليلي براي درگير شدن با همديگر نخواهيم داشت .
يكسال گذشت
شنبه بیست و چهارم آذر 1386
19:49
24 آذر سال گذشته يادآور جمعه اي برفي است كه در آن روز همه شور انتخابات شوراها را داشتند . كانديداها كه يك هفته تمام كه نه چندين ماه انرژي صرف كرده بودند و فردايش مي خواستند نتيجه از اين محله به آن محله رفتن ، از اين خانه به آن خانه سرزدن ، در مقابل اين و آن خم شدن ، اظهار ارادت هاي بي روح و مزورانه و خلاصه كفش پاره كردن هاي خود را ببينند . طرفداران كانديداها كه بعضيشان تعصبش در اين مورد شايد بيشتر از تعصب نسبت به ناموس و دين و اعتقاد و عزت نفسش بود و مردم كه چه گويم ، عده اي نتيجه را از قبل مي دانستند ، مي دانستند كه نهايتا پول و دروغ و ريا بر كرسي خواهد نشست و در عجبند از مردمي كه اين چنين بي خيال آينده شهرشانند و بي تفاوت تماشاگر روزهاي تكراري انتخاباتند و براي همين بغض دارند و در دل به اين وضعيت ، اشك تاسف مي ريزند . و فرداي چنين روزي خيلي ها دست تاسف و ندامت بر هم مي كوبيدند كه باز هم اشتباه شد و آنهايي بيشتر اين كار مي كردند كه خودشان ديروز در آتش اين اشتباه معركه گرداني مي كردند . درست مثل آدمهايي كه بدكاره اي را رسوا مي كنند و همه چيز پشت سرش مي گويند در حالي كه خودشان در خفا صدها بار آن كار را كرده اند . اكنون درست يكسال از آن روز مي گذرد و هيچ كس را حال و حوصله آن نيست كه از اين منتخبان بپرسد " در اين نه ماهي كه گذشته است چه كرده ايد ؟ چرا عملكرد شش ماهه خود را ارايه نكرديد ؟ كدام پيشنهادات پايه را براي توسعه و آباداني شهر ارايه نموديد ؟ چه پروژه هايي را آغاز نموديد ؟ جلسات هم انديشي تان به كجا رسيده است ؟ شما كه قبل از انتخابات همه دردها و مشكلات اين مردم بيچاره را بازگو مي كرديد ؟ حال چه شده است كه مي خواهيد از مشكلات آنها آگاه شويد ؟ كدام يك از آن مشكلات را حل كرديد كه اكنون جلسات هم انديشي برگزار مي كنيد ؟ مگر نمي دانيد درد اين مردم چيست ؟ حتما در اين جلسات محلات را هم مي گرديد ! چطور است ؟ آيا برگه هاي افتخار را در پرونده خود بايگاني مي كنيد ؟ يا عرق شرم بر پيشانيتان مي نشيند ؟ بيست و چهاري ديگر در راه است . درست سه ماه ديگر در چنين روزي باز در پاي صندق هاي راي حاضر خواهيم شد و اين بار يك نفر را راهي بهارستان خواهيم نمود . هنوز فرصت هست كه بيانديشيم . نكند باز آه تاسف از نهادمان برخيزد .
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
14:9
نقدي بر دو سال فعاليت هفتمين نماينده مرند و جلفا در مجلس با نزديك شدن موعد برگزاري هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و آغاز فعاليتهاي زيرزميني كانديداهاي احتمالي وشروع ارائه ديدگاهها ، شعارها و وعده هاي تبليغاتي وقت آن رسيده است كه عملكرد نماينده محترم مردم مرند و جلفا در مجلس شوراي اسلامي در بوته نقد قرار گيرد. قبل از هر سخن ضروري است كه در خصوص نقد سخناني چند به ميان آيد. آنچه كه مسلم است نقد را با تخريب تفاوت بسيار است چه آنكه هر كسي آستين همت بالا زده و كمر به خدمت خلق بسته است في نفسه براي خدمتگزاري آمده است اما آنچه مهم است دانستن راه خدمتگزاري وشناختن نيازهاي ضروري حوزه انتخابي است .از آن گذشته براي بقاي هر حكومت و مقامي ضرورت نقد اظهر من الشمس است و روي سخن با تمامي مسئولين و حاميان چندين آتشه آنها ست در زماني كه شخصيتهاي بر جسته نظام اسلامي نقد را ضروري دانسته و راه را بر منتقدين باز كرده اند و هر منتقدي ميتواند رو در روي آنها نشسته و نقد و نظر خود را ارائه كند بر ديگر مسئولين تكليف روشن است كه بايد گردن تواضع در مقابل نقد خم كنند و سعي در اصلاح امور خويش بنهند ونقاد ومنتقد را به جهت منافع شخصي وهواهاي نفساني مستاصل نكنند و آخر سخن اينكه اميد است اين نقدها باب افتتاحي باشد براي بيان ديدگاهها ودفاع از عملكرد مسئولين توسط خودشان كه براي آنان باز است ونشريات منتقد آماده ارائه عملكرد راستين مسئولين ميباشند. - از آغازين روزهاي تصدي پست مقام نمايندگي توسط آقاي شافعي چندين موضوع مهم كه مورد انتظار شهروندان مرندي بود عبارت بودند از پروژه لامپ تصوير ، الياف شيشه اي ، لوله هاي GRP پمپاژ آب ارس به دشتهاي گرديان ، گلفرج و هرزندات ، بيمارستان بزرگ مرند ، تامين آب شرب مرند ، اصلاح ساختار مديريتي برخي از ادارات مرند ، اصلاح ورودي جاده تبريز – مرند كه هر ساله جان تعدادي از شهروندان و ميهمانان را مي گيرد و بسياري انتظارات ديگر كه هنوز شهروندان در آرزو و حسرت تحقق آنها به سر مي برند . - اما اولين پروژه اي كه براي اقشار مختلف شهروندان بويژه سرمايه گذاران و خبرنگاران گران تمام شد پروژه نحس لامپ تصوير بود . ( خدا عذاب كند آن كسي را كه اين سنگ را به دامن شهر مرند گذاشت !) كه بوق تبليغاتي بود براي هركسي كه قصد صندلي سرخ مجلس را كرده بود . رييس جمهور وقت وعده داده بود ، از وزرا گرفته تا روساي سازمان هاي صنايع بر اين امر صحه گذاشتند و اقتصادي بودن آن را توجيه كردند . آما به ناگهان پروژه پريد و لامپ تصوير كلمه ممنوعه شد و هركس كه از آن نوشت سخت كيفر شد . وضعيت دگرگون شد و ديگر پروژه توجيه اقتصادي نداشت و نهايتا معلوم نشد اين پروژه سر از كجا درآورد ؟ راستي قرار بود اين پروژه با تكنولوژي روز ( يعني اگر لامپ تصوير نشد پلاسما ) به بهره برداري برسد ، كه آن هم با پرواز پروژه بي سرانجام ماند . اما صنعت جايگزين الياف شيشه اي بود كه از يك ديدگاه كارخانه اي بود بس عظيم كه هيچ كم و كسري از لامپ تصوير نداشت و براي جماعت بيكار مرند كلي اشتغال به همراه داشت . از ديدگاه ديگر محصولات اين صنعت براي شهر و كارگران اين كارخانه مضر و سرطان زا بود و ديدگاه سوم اينكه در صورت راه اندازي آن يك موفقيت بزرگي بود براي نماينده محترم و يك بولتن تبليغاتي عظيم براي ايشان . اما تقدير در اينجا هم چيز ديگري نوشته بود دستگاههاي اين كارخانه با پروسه تحريم مواجه شد و دستمان از آن هم خالي ماند . نمي دانم از بخت بد مرنديان است كه هر پروژه اي كه آغاز به كار مي كند در يك جايي مي لنگد و به سر انجام نمي رسد و يا از بخت بد نماينده محترم است كه دست به هر پروژه بزرگي مي گذارد به عبارتي دسته اش در دستش مي ماند . اما سومين پروژه جايگزين احداث كارخانه توليد لوله هاي GRP است كه معلوم نيست عمر كمتر از يكسال مجلس هفتم اجازه خواهد داد تا نماينده محترم طعم شيرين احداث اين كارخانه را بچشد ؟ اگر چه اخيرا سازمان محيط زيست احداث اين كارخانه را منوط به اين كرده است كه كارخانه آلاينده نباشد و آسيبي به محيط زيست نرساند . يعني اگر محيط زيست را آلوده كند اجازه احداث آن صادر نخواهد شد . راستي چگونه است كه در شهر هاي كوچكتر از مرند كارخانه هاي عظيم فولاد و مس و نيروگاههاي هسته اي و خودرو سازي ايجاد مي شود و شهر را از وجود معضل بيكاري مي رهاند اما ما هنوز در حسرت احداث يك كارخانه مانده ايم ؟ - اما پروژه پمپاژ آب ارس . نميدانم قضيه اين پمپاژ آب ارس چيست كه از دوره چهارم مجلس هركسي سكه آن را به نام خود مي زند اما پروژه هنوز كه هنوز است به سرانجام نرسيده است . خوب به ياد دارم كه نماينده دوره ششم هم وقتي به مرند مي آمد انصار و اعوان خود را جمع مي كرد و به محل اين پروژه ها مي رفت و عكس هاي يادگاري مي گرفت و در نمايشگاهي كه در مركز شهر به راه انداخته بود افتخار طرح و اجراي اين پروژه را از آن خود مي دانست . - احداث بيمارستان بزرگ مرند بالاخره پس كلنگ زني هاي متعدد با تلاش هاي شبانه روزي نماينده محترم آغاز شد ضمن تبريك اين موفقيت بزرگ به نماينده محترم جناب آقاي شافعي نكات و سوالاتي چند در اين خصوص قابل طرح است 1- چرا اين بيمارستان بر سر راه مسيل احداث مي گردد ؟ اگر روزي سيلي جاري شود و بنياد بيمارستان را از ريشه بركند چه كسي پاسخ گو خواهد بود؟ 2- معمولا بيمارستانها در مكانهايي كه با جاده فاصله دارد احداث مي شوند ، چرا اين بيمارستان با فاصله بسيار كمي از جاده احداث مي شود وبيماران با سر و صداي تردد وسايط نقليه در اين جاده چه خواهند كرد ؟ و اگر روز مثل هر سال تريليي ترمز ببرد لابد مناسب ترين جا براي توقف آن بيمارستان خواهد بود ؟ آيا زمينهاي واقع در مسيل جزو زمينهاي انفال حساب نمي شوند ؟ به عبارتي اين قبيل زمين ها را هيچ نهاد و بخشي نمي تواند تصرف كند . ونهايتا ضمن قدرداني از اين زحمات آيا بهترين ، مناسب ترين و آخرين گزينه براي بيمارستان همين گزينه بود ؟ - بر هيچ كسي پوشيده نيست كه شهر مرند روزي با بحران آب شرب مواجه خواهد شد و نشانه هاي آن بي آبي چند هفته اي شهريور ماه بود كه در اولين روزهاي ماه مبارك رمضان شهروندان را مستاصل نمود . نماينده محترم مردم مرند و جلفا در مجلس شوراي اسلامي براي اين بحران چه تدبيري انديشيده بودند ؟ اكنون كه با حفر دو حلقه چاه بطور موقت و به مدت كمتر از دوسال جلو اين بحران گرفته شده است پس از آن چه خواهد شد ؟ آيا پمپاژ آب ارس به مرند جامه عمل به خود خواهد پوشيد ؟ يا رويايي بيش نخواهد بود ؟ - در خصوص اصلاح ساختار مديريتي برخي ادارات مرند بر كوچك و بزرگ پوشيده نيست كه برخي از مديران ادارات كه با نظر موافق نماينده محترم منصوب شده اند جزو ناكارآمد ترين و كم توان ترين مديران شهرستان مي باشند . آيا ملاك و معيار يك مدير كارامد و توانمند از نظر نماينده محترم چه مي باشد ؟ چرا برخي از اين مديران محترم در مراجعات نماينده به مرند در سر تمام بازديدهاي ايشان حاضرند و دست از دامن ايشان برنمي دارند ؟ راستي عقب ماندگي هاي شهرستان را كه از صدقه سر اين قبيل مديران محترم بر اين شهرستان تحميل مي شود چه كسي پاسخ گو مي باشد ؟ و آخر سخن اينكه آقاي شافعي براي تامين امنيت شهروندان و در خصوص ورودي پليس راه تبريز مرند چه كرديد ؟ موارد بالا و بسياري موارد ديگر سوالاتي است كه در ذهن هر شهروندي نقش بسته است ، اما فضاي حاكم بر شهر در مخالفت با انتقاد جرات بر كسي باقي نگذاشته است تا سوال كند و پاسخ بشنود . اما وظيفه مطبوعات انتقاد سازنده ، پرسشگري و روشنگري است و بر مسئولين است كه پاسخ هاي مناسب ودر شان مطبوعات و مردم به اين سوالات بدهند . چرا كه مردم از مسئولين انتظار تامين آرامش ، امنيت ، رفاه و يك زندگي بهتر را دارند و دوست دارند جداي از تمام مسايل كسي را بر صندلي سرخ بنشانند كه غم آنها را نيز داشته باشد .
ادامه مطلب
اينجا خانه اموات است
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
13:52
اينجا خانه اموات است خوش خبر:اينجا آخرين ايستگاه زندگيست. ديگراز هياهوي شهر ، درگيريها و دعواهاي زندگان خبري نيست. اينجا اولش گريه است و آخرش فاتحه آمده ايم در محضر آنهايي كه روزي هر كدام چراغ خانه اي بودند و اكنون سرماي خاك گرماي وجود آنها را فرو نشانده است راستي در اين گير و دار زندگي كه از هر طرف آن گريز از خو يشتن مي بارد و فراموشي تنها مسكن آرامبخش دردهاي آن است به آن سوي زندگي هيچ فكر كرده ايم؟ در آخرين ايستگاه زندگي واولين ايستگاه آن سوي زندگي به گفتگوي كساني مي رويم كه زندگيشان با مرده ها گره خورده است اينها آنهايي را كه ديروز زنده بودند و امروز جنازه اي بيش نيستند به سراي جاودان بدرقه مي كنند. يادم مي آيد در روزگاري نه چندان دور وقتي كسي رخت از اين دنياي فاني بر مي بست يعني مي مرد ،عده اي به دنبال غسال (قبلا مرده شور ميگفتند) و عده اي به دنبال كفن و سابر ملزومات مي رفتند و اي بسا جنازه ساعتها بر روي زمين مي ماند. امروز در آرامستان باغ رضوان هستيم. آرامستان كلمه زيبايي است براي جايي كه فقط به غير از زمان دفن عزيزان ديگر هيچ سر و صدا و داد وقالي نيست. عابسعلي صفرزاده مسؤل آرامستان باغ رضوان مي گويد: (( اصطلاح آرامستان را ابتدا آقاي شهردار مطرح نمودند ، بعد در استان هم مصوب شد و الان در همه گورستانها به جاي لفظ گورستان ، آرامستان استفاده مي شود.)) ابتدا سراغ غسالها مي روم و سر صحبت را با آنان باز مي كنم. يكي از غساله ها به زيارت كربلاي معلي رفته است همكارش زني است حدودا پنجاه ساله كه جميله خاله صدايش مي كنندمي گويد:(( براي ما كه كار غسل وكفن اموات را انجام مي دهيم فرقي نمي كنه كه متوفي فقير باشه يا غني ، همه يكسان هستند.)) مي پرسم :در محله اي كه زندگي مي كنيد مردم با شما چگونه برخورد مي كنند؟ اگر كسي را دعوت كنيد يا احساني داشته باشيد؟
ادامه مطلب
لطفا مسئولين بخوانند
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
19:2
لطفا مسئولين بخوانند - چرا مردم در جريان اقدامات انجام يافته در خصوص پيشگيري وقوع تصادفات ورودي مرند تبريز قرار نگرفتند؟ جمعي از اصناف خيابان امام در ورودي شهر - مدتي است آرم الله در وسط ميدان امام در اثر باد شديد شكسته است چرا شهرداري به آن توجهي نمي كند ؟ يك شهروند - ساكنان بلوار عدالت تا كي بايد گرد و خاك بخورند و زندگيشان در زير اين گرد و خاك مدفون شود ؟ جمعي از اهالي - چرا پاركها و فضاهاي سبز محله اي فقط در منطقه شرق مرند احداث مي شوند ؟ آيا اهالي ديگر محلات جزو شهروندان مرند نيستند ؟ يك شهروند - متاسفانه روند فعاليت شوراها تا به امروز بيشتر منطقه اي و محله اي بوده است و تركيب جديد شوراها هم براي آينده شهر همين روند را نشان مي دهد . اعضاي محترم شوراي شهر براي تمام شهر برنامه ريزي كنند و فقط به محله خودشان فكر نكنند . يك شهروند - آيا فرماندار محترم بعد از ظهرها در شهر گردش مي كنند و وضعيت اسفبار شهر را از لحاظ سد معبر ، بي توجهي ماموران راهنمايي به وضعيت نابسامان ترافيك و بسياري ديگر از نابساماني ها را مي بينند ؟ يك شهروند - مسئولين فضاي سبز چرا به وضعيت روشنايي فضاهاي سبز رسيدگي نمي كنند ؟ شهروند - روزگاري در شهر پاركينگ نبود و همه توقف اتومبيل هاي خود را در كنار خيابان با اين دليل توجيه مي كردند ، اما اكنون كه چهار پاركينگ در شهر موجود است وضعيت خيابان ها همان است كه بود . از طرفي مسئولين پاركينگها از كمبود مشتري گله مند هستند و در برخي موارد متمايل به تعطيلي پاركينگ هستند . راستي چه كسي فرهنگ استفاده از پاركينگ را براي شهروندان نهادينه خواهد نمود ؟ يك شهروند
نقدي بر نامگذاري معابر .... !
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386
15:40
نقدي بر نامگذاري معابر .... ! خوش خبر مرند : اخيرا شاهد نصب تابلوهايي مزين به نام شهيدي گرانقدر در ابتداي بلوار تازه احداث پل هاي يكان تا سه راهي يامچي هستيم . به ديگر سخن مي خواهند اين بلوار به نام اين شهيد نامگذاري و مشهور شود . هر چند نامگذاري معابر و ميادين ، پل ، ساختمان و .... بنام قهرمانان ، دانشمندان ، علما و شهدا كاري است نيكو كه در تمامي نظامها و كشورها از جمله در كشور مقدس ايران نيز مرسوم است ، ولي براي نامگذاري هر مكاني رعايت نكاتي نيز لازم است كه آن نامگذاري با مسما و ماندگار بشود . از جمله : 1- سعي مي شود حتي الامكان از اسامي قهرمانان و مشاهير محلي استفاده بشود تا ضمن در خاطره ماندن فداكاري آن فرد ، در ساكنين آن شهر و منطقه ، به خصوص جوانان احساس غرور و خودباوري و شوق ادامه راه آن فرد ايجاد بشود . 2- براي نامگذاري سعي مي شود به نحوه و مقدار تاثير گزاري آن فرد در مقايسه با افراد هم طراز توجه شود . يعني نمي آيند يك مكان بزرگ را به نام يك فرد كم تاثير و يا يك مكان كوچك را به نام يك فرد فرامنطقه اي بزرگ نامگذاري كنند 3- در نامگذاري سعي مي شود رعايت عدالت و انصاف نيز لحاظ شود به عبارتي نمي آيند از يك نام در دو، سه منطقه استفاده بكنند در حاليكه براي ديگر نام هاي هم طراز يك كوچه يا پس كوچه هم نرسد . در اين مورد خاص هم با توجه به اينكه بلوار اصلي شهر كشكسراي ( جاده منتهي به مرند و بازرگان ) بنام اين شهيد بزرگوار نامگذاري شده است لذا نامگذاري بلوار ديگري در مرند ،بخصوص اينكه هر دو بلوار امتداد و انتهاي يك جاده بين المللي نيز هستند ، شايعاتي رادر اذهان --- مي كند ، بخصوص اينكه گفته مي شود اين نام گذاري قدر داني از مقام شهيد نيست بلكه نوعي اداي دين شخصي و خانوادگي محسوب مي شود ! چرا كه در مرند ده ها شهيد بزر گوار داريم كه ملزم هستيم براي زنده نگه داشتن يا دو نام اين عزيزان هم در منطقه و زادگاه خودشان استفاده بكنيم ، در حاليكه استفاده نشده است ! امثال شهداي گرانقدر سردار --- مهندس بهروز پور شريف طراح مشهور پل خيبر يا برادران شهيد ادريسي برادران شهيد فيض حسيني ، جباري ، اردبيلچي ، منصوري ، جبارزاده ، موذن و ... و نمي دانم زنده نگاه داشتن نام اين عزيزان و ايجاد غرور در جوانان بر عهده چه سازمان ونهادي است ؟؟! چه كسي بايد به نسل جوان فعلي و آينده مرند اين پيام را مي رساند كه جوانان و ساكنين مرندي احساس غرور بكنيد كه شهر شما زادگاه عارف قلندر و شيعه ( زماني كه شيعه بودن جرم نا بخشودني به شمار ميرفت ) لعل عثمان مرندي است ؟ ! - شهر شما زادگاه و مدفن پير خموش است ؟! - شهر شما زادگاه ملا مهر علي (-----) سراينده شعر الهي ( ها علي بشر ، كيف بشر ) است . جوانان مرندي بدانيد ..... - شهر شما زادگاه پرفسور حسن مرنديان است . - شهر شما زادگاه خانواده سيد جلال الدين تهراني ( شيخ السلام ) رئيس شوراي سلطنت شاهنشاهي است ، همان كسي كه با استعفايش در محضر امام خميني مهر پاياني بر حكومت 2500 ساله شاهنشاهي زد . - شهر شما زادگاه شهيد موسي كلانتري ( وزير راه شهيد رجايي) است . - شهر شما زادگاه وزراي محترمي چون دكتر عيسي كلانتري و مهندس غلامرضا رضا شافعي است . - شهر شما زادگاه علماي بزرگواري چون آيت الله ميزا علي اكبر مرندي و ... - شهر شما زادگاه مبارزين مشروطه خواهي مثل نوراله يكاني ، بخشعلي خان يكاني ، مكافات ، سرتيپ هوجقاني و ... و... است . نميدانم چه كسي بايد از زحمات پزشكان مرحوم طبيب زاده و حكيم زاده قدرداني خواهد كرد كه در شصت هفتاد سال قبل با سكني گزيدن در مرند و با حداقل دستمزد بيماران مرندي را درمان مي كردند ؟ ! چه كسي بايد از زحمات مرحوم حاجي يوسف صباغ ( كه با دست خالي و با كمترين امكانات ) چهره درماني مرند را با ايجاد تنها بيمارستان مرند (حتي تا حالا ) و چندين ساختمان بزرگ متحول كرد و از زحمات دكتر صمد قنبر زاده كه با حد اقل امكانات ، دانشگاه آزاد منطقه اي مرند و پيام نور مرند را ايجاد كرد ، يا ديگر همشهرياني كه به نوعي ودر حالت گمنامي منشاء خدمات خيري شده اند ، قدرداني خواهد كرد ؟! لذا پيشنهاد ميشود در نامگذاري معابر و اماكن ، هر نام مورد نظر در شوراي نام گذاري مورد مداقه و حلاجي و نقد قرار گيرد و حتما يكي دو نفر از بوميان صاحب فكر نيز در اين شورا عضو باشند ( حتي اگر طبق قانون ) حق راي نيز نداشته باشند و الا اگر طبق قانون مثلا رييس غير بومي فلان اداره در شوراي نامگذاري عضو باشد و هست براي اين رئيس غير بومي چه حساسيت و چه فرقي دارد كه نام فلان معبر به چه نامي ، نامگذاري مي شود ، او كه دير يا زود از اين شهر خواهد رفت ! چرا در شورا كام دوستان را با بحث هاي وقت گير تلخ بكند ؟! اينست كه خيابان اصلي معلوم نمي شود نام اش شهيد رجائي است و يا شهيد منتظري كه مردم ميگويند خيابان ايستگاه ؟ ! يا خيابان شريعتي را به 7 تير شرقي و غربي تقسيم مي كنند .
لطفا مسئولين بخوانند
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
20:36
- چرا مردم در جريان اقدامات انجام يافته در خصوص پيشگيري وقوع تصادفات ورودي مرند تبريز قرار نگرفتند؟ جمعي از اصناف خيابان امام در ورودي شهر - بهتر بود شهرداري محترم در نصب تنديس مادر و ساير تنديس ها كمي سليقه به خرج بدهد . مي شد بجاي پايه هاي آهني در تنديس مادر پا طراحي نمود . يك شهروند - مدتي است آرم الله در وسط ميدان امام در اثر باد شديد شكسته است چرا شهرداري به آن توجهي نمي كند ؟ يك شهروند - ساكنان بلوار عدالت تا كي بايد گرد و خاك بخورند و زندگيشان در زير اين گرد و خاك مدفون شود ؟ جمعي از اهالي - چرا پاركها و فضاهاي سبز محله اي فقط در منطقه شرق مرند احداث مي شوند ؟ آيا اهالي ديگر محلات جزو شهروندان مرند نيستند ؟ يك شهروند
غمنامه 55 متري
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386
6:13
غمنامه 55 متري خيابان 55 متري كه قدمت طرح آن به سه الي چهار دهه پيش مي رسد ادامه كمربندي است كه بخش بخش ، اسامي متفاوتي دارد . بلوارهاي معلم ، پليس ، كسايي ، عدالت و خرابه اي بنام سردارملي كه هنوز بلوار نشده است ، بلوار مادر و ادامه آن كه اسم خاصي ندارد . اين كمربندي چرا و چگونه احداث شد خبري از آن نداريم ! اينكه چرا قسمت شمالي كمربندي ( بلوارهاي معلم ، پليس و كسايي ) زودتر از ديگر مسيرهاي اين كمربندي احداث شدند ، از ان هم خبري نداريم ! چرا در اين اواخر از ترمينال تا سردارملي با سرعت پيشرفت كاري داشت ، از آن هم خبري نداريم ! ( و مدعي هم نيستيم كه وجود شخص رييس شوراي شهر قبلي و املاكش در اين منطقه موجب تسريع در پيشرفت اين پروژه در اين منطقه گرديد ! ) و اينكه چرا خيابان سردارملي سالهاي سال است كه بصورت مخروبه رها شده است از آن هم خبري نداريم ! اينكه بسياري از شهروندان ساكن اين خيابان و بلوار عدالت چرا مجبور هستند عدالت محوري مسئولين شهر را تحمل كنند ( مصداق بارز اين عدالت محوري همين قدمت طرح مي باشد ) و گرد و خاك وحشت ناك زندگي آنها را مدفون كند از آن هم خبري نداريم ! ( اي كاش بعضي از مسئولين شهر شبي را در مرند بيتوته مي كردند و مهمان خانه هاي اين مردمان بي گناه مي شدند و زندگي خاك خورده آنها را از نزديك مشاهده مي نمودند . البته با اين مسئولان دائما سيار پروازي ( منظورمان اين نيست كه مثل پرنده بر بلنداي شهر در حال پرواز هستند و مشكلات را چنان عقابي تيزبين از آن بالا مي بينند !! ) نبايد چنين انتظار عبثي را داشت . ) خودمونيم عجب پرانتز در پرانتزي شد !! بنابر اصل كم گوي گزيده گوي ( يعني اين ور و اونور نپر حرفتو بگو ) برويم سر اصل مطلب ، خيابان سردارملي سالهاست در حسرت مسير گشايي و تبديل شدن به بلوار است ( كه از آن كمربندي به آن عظمت فقط اين قسمت از شهر به صورت مخروبه و نيمه تمام رها شده است ) . اي كاش مسئولين محترم و اعضاي محترم شوراي شهر يا بخاطر خدا ، يا بخاطر خلق خدا و يا بخاطر خودنمايي هم كه شده اين بخش از شهر كه مانند خاري چشم شهروندان را ميازارد را نيز جزو اين شهر به حساب آورده و نسبت به آبادي آن تلاش كنند . پيشنهاد خوش خبر : مسئولين محترم شهرداري اگر توان تملك املاك واقع در خيابان را ندارند حداقل براي خوش بيني مردم هم كه شده تعريض پل سردارملي و جابجايي ترانس برق روبروي اداره برق را در اولويت كاري خود قرار دهند .
شوراهاي شهر برنامه هاي خود را ارايه نمايند
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386
6:12
شوراهاي شهر برنامه هاي خود را ارايه نمايند پس از گذشت يك ماه از شروع فعاليت شوراهاي سوم و انتخاب هيات رييسه ها و شهرداران ، آنچه لازم مي نمايد ارايه برنامه هاي كاري شوراهاي محترم در مرند و شهرهاي تابعه براي چهار سال آينده مي باشد . ارايه برنامه هاي چهار ساله مي تواند افق و آينده اي روشن را از تمام جهات براي شهر و شهروندان متصور كند و يك حس خوشبيني ، همدلي و صداقت و مشاركت در امور را براي شهروندان ترسيم و القا نمايد . از طرف ديگر مردم به راحتي مي توانند براي بسياري از مسايل خود كه به نوعي با مسايل شهري مرتبط است برنامه ريزي نمايند و نهايتا اين امر ( ارايه برنامه چهارساله ) نشانگر درايت ، خوش فكري و قاطعيت شوراها در نسايل شهري خواهد بود . آنچه كه شوراها بايد ازآن پرهيز نمايند دچار شدن به روزمرگي و امضا نمودن چند نامه عادي و بسنده نمودن به تصويب برخي نامه هاي عادي شهرداري مي باشد كه در اين صورت بودن يا نبودن آنها براي شهر و شهروندان هيچ ضرورتي نخواهد داشت و شهرداري ها نيز بدون وجود اين گونه شوراها و بدون اخذ مجوز هاي غير ضروري از جانب آنها مي توانستند نقش خود را بهتر و مفيدتر و بدون هيچ گونه مزاحمتي انجام دهند ، و اين ذهنيت نبايد در مردم كه صاحبان راي و انتخاب كنندگان اعضاي محترم شوراها هستند پديد آيد . به ديگر عبارت شوراها بايد جامع تر ، منظم تر و با برنامه ريزي دقيق ريز برنامه ها و فعاليت هاي خود را در طول چهار سال آتي براي شهروندان مشخص نمايند تا برهمگان روشن شود كه اعضاي محترم براي كسب كرسي شورا و انجام خدمات برنامه ريزي هايي در راستاي داشتن شهري نمونه در زمينه هاي فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي ، رفاهي ، زيباسازي ، گردشگري ، سرمايه گذاري ، جذب مشاركتهاي بخش خصوصي ، نظارت بر ساير ادارات ، بهينه ساختن شرايط زندگي مردم ، فراهم نمودن زمينه هاي اشتغال ، جذب همكاري و مشاركتهاي مردمي و استفاده از ايده ها ، افكار و مشاوره هاي شهروندان داشته اند .
جنجال در انتخاب نماينده شوراي شهر مرند در شوراي شهرستان
سه شنبه هشتم خرداد 1386
17:32
جنجال در انتخاب نماينده شوراي شهر مرند در شوراي شهرستان خوش خبر : جلسه انتخاب نماينده شوراي شهر در شوراي شهرستان به جنجال كشيده شد . در اين جلسه كه سيد باقر حجازي با 4 راي به عنوان نماينده شوراي شهر در شوراي شهرستان انتخاب شد . جواد كوكبي با 2 راي و محمد هراسي با 1 راي نتوانستند اين سمت را از آن خود بكنند . در اين جلسه كه هراسي به عنوان كانديدا براي احراز پست نمايندگي شوراي شهر در شوراي شهرستان صحبت مي كرد گفت : جا دارد ما هم نقش خود را در مسايل شهر ايفا كنيم تا ثابت شود كه بين اعضا هيچ گونه مشكلي وجود ندارد ، با توجه به اينكه تمامي اعضاي محترم در شورا پستهايي دارند و با توجه به توانايي خودم دوست دارم در شوراي شهرستان حضور داشته باشم . وي با اشاره به رواج بحثهايي در شهر مبني بر شوراهاي شرق و غرب مرند گفت : بايد بحث شرق و غرب مرند را خاتمه دهيم و انسجام و اتحاد شهري را عينيت بخشيم . هراسي با اشاره به پشت سر گذاشتن دو بحران اوليه در شورا افزود : از دو بحران انتخاب شهردار و انتخاب هيات رييسه سرفراز بيرون آمديم و بايد سومين بحران را نيز باسربلندي پشت سر بگذاريم . بايد از تجميع مسئوليت ها در يك نفر پرهيز كنيم . پس از هراسي ، جواد كوكبي به عنوان ديگر كانديدا گفت : اميدوارم انتخاب نماينده ، سالم و به دور از برخي پيش بيني هايي كه در شهر مطرح است باشد . ما در انتخاب هيات رييسه باصداقت پيش آمديم و انتظار داريم كه امروز نيز اين صداقت حاكم باشد . انتخاب كنندگان ما هم در سطح شهر انتظاراتي دارند كه ما بايد بتوانيم آنها را برآورده نماييم . سيد باقر حجازي به عنوان سومين كانديدا گفت : امسال سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است و ما نيز بايد اين اتحاد و انسجام را حفظ كنيم ، بنده امروز بر اساس وظيفه در اين انتخاب شركت مي كنم و دوستان را هم به خود ترجيح مي دهم . پس از صحبت اين سه تن بقيه اعضاي شورا نيز سخناني را در اين خصوص مطرح نمودند . در جمع بندي صحبتهاي اعضا بابايي رييس شورا با اشاره به اينكه مسئوليت ها در شورا به شكل طولي نيست بلكه به صورت عرضي است گفت : در رابطه با اينكه مسئوليتها در بين اعضاي يك منطقه تقسيم شده است اعتراض دارم مسئوليت ها در شورا به شكل طولي نيست بلكه به صورت عرضي است و همه اعضا فقط يك هفتم راي دارند و كسي بيش از آن راي ندارد . بياييد براي عنوان مسئوليت ها منطقه تقسيم نكنيم بلكه خواستار آن باشيم كه بودجه شهر را به صورت عادلانه در تمام در تمام مناطق شهر تقسيم گردد . من به عنوان يك هفتم با كلمه شرق و غرب مخالفم . چه بسا ممكن است جوي حاكم شود كه مسايل عمراني و آبادي شهر را تحت الشعاع قرار دهد . بايد مناطقي را در اولويت قرار دهيم كه عضوي در شورا ندارند . محمد هراسي در اعتراض به روند شكل گيري سيستم خاص در شوراي شهر مرند گفت : معتقديم كه مباني فكري شيعه توسعه عدالت اجتماعي است . روندي در سيستم شوراي شهر مرند در حال شكل گيري است كه بر خلاف اين مباني فكري است . پرهيز از تكثر مسئوليت ها منجر به انجام وظيفه بهتر خواهد بود . امروز بايد توسعه عدالت اجتماعي را ترويج دهيم . چطور شده است كه يك نفر مي خواهد چند مسئوليت را يكجا به عهده بگيرد ولي كسي كه توانايي پذيرش مسئوليت را دارد از هرگونه مسئوليت محروم باشد . در نهايت عدالت اگر در اينجا اجرا شود در بيرون نيز نشانه هاي آن را خواهيم ديد ، در غير اين صورت در كل شهر مشكل خواهيم داشت . به دنبال سخنان هراسي كوكبي نيز اعتراض خود را به روند فعلي حاكم بر شورا ابراز نمود و نحوه انتخاب نماينده شوراي شهر در شهرستان را فرمايشي خواند و گفت : بعضي ها مدتها پيش معاملات لازم را براي احراز پستها انجام داده اند و نتيجه اين راي گيري هم از قبل مشخص است .
افزایش تاکسی در مرند فعلا به هیچ وجه مقبول نیست
پنجشنبه بیستم مهر 1385
0:25
افزایش تاکسی در مرند فعلا به هیچ وجه مقبول نیست اولین خیابان های شهر مرند همچون خیابان های قدیمی بیشتر شهرها بیش از چهار تا نبود . خیابان امام که به خیابان جلفا و خیابان ایستگاه که به خیابان طالقانی منتهی می شد . اما با گسترش شهرنشینی و مهاجرت بی رویه روستائیان به شهرها ، مرند نیز بصورت غیر استاندارد ( بر خلاف اصول شهرسازی ) و به صورت حاشیه نشینی وسعت زیادی یافت . مستحضر هستید که در اصول شهرسازی تمام خیابان ها و کوچه ها ، کانال های هدایت فاضلاب ها ، مسیرهای آب و برق ، گاز و تلفن و سایر خدمات شهری از قبل پیش بینی می شود . نه اینکه مثل امروز ما روزی یکی بکند و دیگری پر بکند و خیابان های کم عرض شهرمان مداوم پر از چاله و چوله شوند و هزینه های غیر ضروری بیشماری برگردن شهروندان تحمیل گردد. بگذریم ، آنچه مورد نظر بود عرض و طول خیابان های شهر است که از زمان احداث تاکنون تغییری به خود ندیده است ، با اینکه هر روز بر تعداد ماشین های در حال تردد افزوده می شود . اولین تاکسی درمرند در سال 1346 شروع به کار نمود . امروزه تعداد آنها به 400 دستگاه رسیده است . وجود صف های طولانی تاکسی ها در ایستگاههای تعیین شده و رانندگانی که از سر بیکاری گرد هم می آیند و سر صحبت شان باز می شود و پی در پی سیگار دود می کنند ، موید آن است که این همه تاکسی بیش از کشش مسافران شهری می باشد . اما اخیرا با خبر شدیم که سازمان تاکسی رانی به خاطر افزایش درآمد خویش ( پانصد هزار تومان از هر تاکسی می گیرند ) در صدد افزودن30 دستگاه تاکسی دیگر به ناوگان تاکسی رانی شهر می باشد و توجهی به منافع رانندگان زحمت کشی که امین نوامیس مردم بوده و در سرمای زمستان و گرمای سوزان تابستان زحمت جابجایی شهروندان را متقبل می شوند ندارد . رانندگانی که اکثرا از اقشار کم درآمد و متوسط جاکعه به شمار می روند .رانندگانی که با افزایش تعداد تاکسی ها ، در آمدی در حد یک کارگر صفر پیدا کرده اند گویا سازمان تاکسی رانی هم وظیفه خود را به باد فراموشی سپرده است . بگذارید یاد آور شویم که وظیفه اصلی او ، حمایت از حقوق صنفی تاکسی رانان و ساماندهی ناوگان حمل و نقل تاکسی رانی به نحوی است که کل نقاط شهری را پوشش دهند ، می باشد . به هر حال با در نظر گرفتن جمیع جهات افزایش تعداد تاکسی در این شهر به هیچ وجه مقبول نیست . و ضرر آن هم ، به مسافرینی که باید مسیر صف های طولانی تاکسی ها را بپیمایند ، می رسد و هم به رانندگانی که باید نوبت انتظار بیشتری را تحمل کنند تا به شکار مسافر بپردازند . راستی ادامه این وضع به کجا خواهد انجامید ، آیا بر قیمت کرایه تاکسی ها افزوده خواهد شد یا رانندگان دست روی دست خواهند گذاشت و عمر خود را در ایستگاههای تاکسی به امید افزایش مسافر تباه خواهند کرد یا شاهد مدیریت قوی سازمان تاکسی رانی خواهند بود . ما به عنوان شهروندان این شهر یک سئوال داریم . آیا هنوز وقت آن نشده که سازمان تاکسی رانی به فکر سامان دهی تاکسی ها و ایجاد مسیرهای جدید تردد تاکسی ها و پوشش دادن کل نقاط شهری برای ایجاد در آمد بیشتر برای تاکسی رانان و راحتی و سهولت جابجایی شهروندان شود . محمد ابراهیمی عضو شورای شهر
53هزار معلم با 25 سال سابقه خدمت فاقد مسکن هستند
دوشنبه هفدهم مهر 1385
5:17
در حال حاضر 350 تا 380 هزار معلم فاقد مسکن داریم که 53 هزار نفر از آنان بالای 25سال سابقه دارند و 66 هزار و 618 نفر از آنان زوج فرهنگی و 4 هزار و 429 نفر سرپرست خانواده هستند. به گزارش خبرگزاری مهر ، نشست هیات رسیدگی به مشکلات تعاونی های مسکن فرهنگیان با حضور وزیر آموزش و پرورش ، معاونان وزارتخانه های آموزش وپرورش ، مسکن و شهر سازی ، تعاون ، نماینده بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و مشاورعالی شهرداری تهران تشکیل شد. بنابراین گزارش ، وزیر آموزش و پرورش با اشاره یه تلاش دولت نهم در جهت رفع مشکلات معلمان گفت: تشکیل هیات رسیدگی به مشکلات تعاونی های مسکن فرهنگیان مصوب سال 81 هیات وزیران است که اجرای آن مبنای مناسبی در جهت گام برداشتن در جهت حل مسکن فرهنگیان است. محمود فرشیدی ادامه داد: نسل آینده و دانش آموزان ، آینده خود را از دریچه معلمان می بینند و اگر معامان دلگرمی داشته بانشد دانش آموزان به آینده علاقه مند و امیدوار می شوند. وی اضافه کرد: وظیفه دولت عدالت محور است که به فکر رفع مشکلات معلمان باشد و برای آن تدابیر موثر بیندیشد. فرشیدی گفت: ارتقای جایگاه معلم به سخنرانی کردن نیست و باید این منزلت در عمل مشخص شود و در این راستا ابتدای ترین گام ، موضوع مسکن فرهنگیان است که امید می رود با بهره گیری از توان سایر دستگاه ها این مشکل حل شود. به گزارش خبرگزاری مهر ، در این نشست معاون برنامه ریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش تاکید کرد: در حال حاضر 350 تا 380 هزار معلم فاقد مسکن داریم که 53 هزار نفر از آنان بالای 25سال سابقه دارند و 66 هزار و 618 نفر از آنان زوج فرهنگی و 4 هزار و 429 نفر سرپرست خانواده هستند. محمد رضا محدث خراسانی ابراز امیدواری کرد که در مرحله اول و با فوریت بتوان ظرف 2 سال آینده مشکل معلمان فاقد مسکن بالای 25سال سابقه کار ، زوج های فرهنگی و سرپرست خانوادها را حل کرد. مدیرکل امور رفاهی و تعاون وزارت آموزش و پرورش نیز در این نشست از قطع تسهیلات بانکی مسکن فرهنگیان از سال 83 انتقاد کرد و افزود: بانک ها حدود 5 میلیارد تومان وام مسکن در اختیار معلمان می گذاشتند که متاسفانه این تسهیلات از سال 83قطع شده است. بنابر این گزارش ، معاون امور مسکن وزارت مسکن و شهرسازی نیز در این نشست با اشاره به آمادگی این وزارتخانه برای حل مشکل مسکن فرهنگیان ، گفت: مقرر شده است تا سقف 3 هزار میلیارد تومان به امر مسکن تخصیص یابد که چنانچه فهرست پروژه های تعاونی های مسکن فرهنگیان اعلام شود می توانند از این تسهیلات استفاده کنند. خواجه دلویی با اشاره به طرح مسکن اجاره ای گفت: در این طرح زمینی در اختیار تعاونی مسکن قرار می گیرد و پس از ساخت به صورت 5 ساله اجاره داده می شود. معاون امور مسکن وزارت مسکن و شهرسازی گفت: بیش از 2 هزار واحد از این طرح در سطح استان ها از طریق آموزش و پرورش جذب شده است و در این طرح به هر واحد 5/13 میلیون تومان وام با 4 درصد یارانه تعلق می گیرد. وی همچنین به مصوبه تسهیلات ایجاد شده برای شهرهای زیر 150 هزار نفر جمعیت اشاره کرد و گفت: در این مصوبه زمین بدون دریافت وجه به صورت 98 ساله اجاره داده می شود و در اختیار تعاونی های مسکن از جمله تعاونی مسکن فرهنگیان قرار می گیرد که این تعاونی ها به انبوه سازی می پردازند. خواجه دلویی در خصوص حل مشکل مسکن در شهرهای بزرگ خاطر نشان کرد: در این شهرها نیز از طریق تاسیس شهرهای جدید و بازسازی بافت های فرسوده اقدام می شود. بنابراین گزارش ، در این نشست رئیس اتحادیه مسکن فرهنگیان نیز با اشاه به در دست ساخت بودن 69 هزار واحد مسکونی ، خواستار همکاری بیشتری شهرداری در صدور پایان کار اجرای قانون و تخفیف تراکم شد که مشاور عالی شهرداری تهران برای رفع آن قول مساعد داد.
یکی به این سوالات پاسخ دهد !
جمعه چهاردهم مهر 1385
5:45
- بالاخره لامپ تصویر یا الیاف شیشه ای ؟ - چرا کارخانه ثمین شیر بیش از یک سال است که تعطیل است ؟ آیا مجددا شروع به فعالیت خواهد نمود ؟ کی ؟ - چرا شهرداری مرند امور تبلیغاتی سطح شهر را به انحصار یک موسسه در آورده است ؟ - از 24متری باغ عراقی به شهرک ولی عصر چه خبر ؟ - سر انجام شکایت اهالی محلات باغ عراقی و شهرک ولی عصر از شورا و شهرداری به فرمانداری به کجا انجامید ؟ - خیابان 55 متری کی به بهره برداری می رسد ؟ - مسئله تخلفات رییس شورای شهر و برخی از اعضای شورا به کجا رسید ؟ آیا کسی پیگیر این تخلفات است ؟ - چرا کسی از مسئولین شهر خوی نمی پرسد در حالی که مقصد مواصلاتی شما از طرف شرق مرند می باشد چرا همیشه در گفتار و نوشتار خود مرند را حذف می کنید و مستقیما به تبریز اشاره می کنید ؟ مانند جاده ی خوی تبریز ! - آیا حقوق معوقه ی کارکنان تبریز کف به طور کامل پرداخت شد ؟ - بعد از کشف آثار تاریخی از پشت مقبره ی پیر خموش مرند تکلیف آثار کشف شده و محل احداث مجتمع تجاری و سرویس های بهداشتی بازار کوزه فروشان چه می شود ؟ - با زمین خواران و مافیای قدرت حاکم بر شهرداری مرند چه کسی برخورد می کند ؟ - آیا این مقدار فضای سبز برای شهری 140 هزار نفری مثل مرند کافی است که آقایان این کاربری ها را به عنوان کاربری های مسکونی و تجاری می فروشند ؟ - چرا طرح های ارایه شده ترافیک همیشه ناقص از آب در می آید ؟ - چرا مصوبات حاصل سفر ریاست جمهوری به مرند ، به مردم اعلام نشد ؟ - چرا ورودی مرند از طرف دانشگاه آزاد را اصلاح نمی کنند ؟ و جلو تصادفات را نمی گیرند ؟ - چرا بلوار نیمه تمام عباسی حد فاصل راه ملایوسف تا پلیس راه به بهره برداری نمی رسد ؟ - چرا بهداشت در خصوص آب های آلوده ای که برخی از شهروندان در کوچه ها سرازیر می کنند هیچ اقدامی انجام نمی دهد ؟ - چرا دولت نهم در انتخاب مدیران خود به شایسته سالاری توجه نمی کند و صرف منتسب بودن یک نفر به جناح و طیف حاکم در انتخاب او به یک پست مدیریتی کافی است ؟ - پروژه بیمارستان جدید مرند کی شروع به کار خواهد نمود ؟ - چرا به ساختمان های احداث شده در شهرک ولی عصر سند نمی دهند ؟ - چرا کوچه ها و خیابان های حفاری شده همانگونه به حال خود رها می شوند ؟ ادامه دارد ...
خطر قليان به اندازه 20 نخ سيگار است
جمعه هفتم مهر 1385
17:45
خطر قليان به اندازه 20 نخ سيگار است يك متخصص قلب و عروق گفت: استفاده از قليان به اندازه استعمال ٢٠ نخ سيگار خطر دارد. به گزارش ايسنا دکتر مهدي حسنزاده، در همايشي که به مناسبت روز جهاني قلب در تالار شهيد هاشمينژاد بيمارستان امام رضا(ع) مشهد برگزار شد، افزود: در سال ١٩٩٠ مرگ ٩/٤ ميليون نفر در جهان در ارتباط با استفاده از تنباکو بوده است. وي ادامه داد: اين در حاليست كه مصرف يک نخ سيگار خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي را ٥/١ برابر افزايش ميدهد. استاديار دانشگاه علوم پزشكي مشهد افزود: بيشترين علت مرگ و مير و از کار افتادگي در سراسر دنيا را بيماريهاي قلبي - عروقي به خود اختصاص داده است. دکتر حسنزاده با بيان اين كه ٥٠ درصد مرگ و مير در سال ٢٠٠٠ به علت بيماريهاي قلبي - عروقي رخ داده است، افزود: پيشبيني ميشود تا سال ٢٠٢٠ اين رقم به ٧٥ درصد افزايش يابد. وي با بيان اين که بيماريهاي قلبي - عروقي بيش از بيماريهاي ديگر قابل پيشگيري است، اظهاركرد: هزينههاي پيشگيري به مراتب کمتر از هزينههاي هنگفت درمان است. دکتر حسنزاده با اشاره به اين که فعاليتهاي فيزيکي منظم خطر بروز بيماريهاي قلبي را به نصف ميرساند، گفت: در مشهد بيش از ٧٥ درصد از قشر تحصيلکرده حتي در هفته يک بار به فعاليت ورزشي نميپردازند که اين مطلب در مورد خانمهاي خانهدار بسيار تاسف بارتر است همچنين در بين کارمندان، فرهنگيان و پزشکان گروه پزشکان کمتر از بقيه به فعاليت ورزشي ميپردازند.
جوابیه مهنس صراف به نوشته از لامپ تصویری تا الیاف شیشه ای غلامرضا قاسمی
جمعه هفتم مهر 1385
10:51
نمی دونم قضیه کرکری مهندس صراف با همکار خبرنگار ما غلامرضا قاسمی به کجا خواهد کشید ؟ اما فعلا که سایه همیگرو با تیر می زنند . البته غلامرضا که زیر بار یک عمل آنجام شده قرار گرفته و مهندس صرافه که فعلا عرصه رو بر قاسمی تنگ کرده . راستش اصل قضیه اینه که غلامرضا در نشریه ی پیام آذربایجان شماره ی 127 به روز شنبه 4 شهریور بدجوری به مهندس صراف توپیده بود و وی را متهم به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب و فردی معلوم الحال خوانده است که این مسئله بر مهندس صراف سخت گران آمده است و او را وادار به نوشتن جوابیه ای تند و آتشین کرده است که آدم با خواندن آن به قول خودمان ( ایسسی سویوخ اولور !! ) . چند بند آن که کلا مربوط به مسایل خصوصی و فحش بازار بوده را بنا به حفظ اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری و رعایت ادب حذف کردیم . و اما بخوانید جوابیه را :
ادامه مطلب
« نامه سر گشاده اسماعيل خلفازاده به رئيس شوراي شهر مرند»
جمعه سی و یکم شهریور 1385
12:44
«انكار عشق را/چنين كه به سر سختي پا سفت كرده اي /دشنه ئي مگر / به آستين اندر / نهان كرده باشي.» مخالفت قدرتمداران وزورمداران با نويسندگان و روشنفكران اين ديار چيز تازه اي نيست. از آنجا كه زورمداران ، همواره خويشتن را صاحب حق مي شمارند. تحمل هيچ انتقادي و سخن حقي را از ديگران ندارند.زورمداراني كه هميشه با جريان آزاد انديشه به مقابله برخواسته و تحمل پخش يك روزنامه محلي را در اداره متبوع خويش نمي دارند.تلقي اين اشخاص اين است كه چون ما به هر شيوه اي توانسته ايم چند صباحي به قدرت برسيم. ديگر كسي حق ندارد به ما بگوئيد چرا آنجا نشسته اي ؟ نشسته ايم و خوش نشسته ايم.زور يعني حق.اما همچنانكه در مقاله «رعايت آزادي شرط مشروعيت حكومت» نوشتم: « آزادي فسادي را فزونتر نمي كند.بلكه فساد نهفته اي را كه هست آشكار مي كند.به آتش تفرقه دامن نمي زند. بلكه از تفرقه اي كه بالفعل وجود دارد پرده برمي دارد.رفع فساد و تفرقه نه در منع آزادي ، بلكه در توانگري فرهنگي است. كار آزادي كشف است نه خلق. خطاست كه كشف نقاب و رفع حجاب را علت زشت روئي بدانيم . جفاست كه كاشف ميكروب را واضح آن بدانيم و ...» ادامه مطلب
زیبایی و زیباسازی شهری
جمعه سی و یکم شهریور 1385
12:35
کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و قطره ای از زیبایی خود را در نهاد و فطرت انسان به ودیعه گذاشته است . در نتیجه در طول زمان از حضرت آدم تا حال هیچ مکان و موقعیت و فرد سالمی را نمی توان یافت که زیبایی را نپسندد و برای زیبا شدن خود و محیطش تلاش نکند . یکی از علایم مهم تمدن و زیبا خواهی انسان های امروزی ، زندگی در شهرهای زیبا با خیابان ها و کوچه های تمیز و دلگشا و منطبق با معیارهای شهرسازی می باشد . بعد از این مقدمه به این نکته باید توجه نمود که از این محیط های شهری ، شهر مرند به ما به ارث رسیده است ، کم مانده که نوشته های بعضی از همشهریان را دربست قبول بکنیم که عقیده دارند " مرند و خیابانهای آن با امکانات باستانی و همزمان با نوح نبی ساخته شده است ...! " چرا راه دوری برویم ، اگر کلاه خودمان را قاضی کنیم این سخن بدور از واقعیت هم نیست . از عرض کم خیابان ها ، پیاده روها ، دست فروش ها ، عدم وجود پاراک های با صفا ، عدم وجود گل کاری ها و آب نماها و ... و ... کدام یک از اینها در شهر مرند طبق استاندارد های شهری ساخته شده و قابل ارایه هست ؟ - در رژیم سابق خیابان هایی احداث شده بود که جوابگوی ترافیک کم آن سال ها بود ولی در سال های اخیر خیابان هایی احداث گردیده که ضمن عدم در نظر گرفتن ترافیک سال های آینده ، ترافیک حال حاضر را نیز پاسخگو نیست ، مثل خیابان المهدی ( با این عرض کم و پیچ غیر ضروری ) خیابان های شاهد ، جهاد ، مسجد قیام ، گوارا و ... و اخیرا زدن خیابانک های 16 و 24 متری در دیزج یکان . - نمیدانم شهرداری از روی کارشناسی این خیابان ها را احداث کرده و می کند یا فقط به عنوان معبری موقتی و رفع مسئولیت و گذران دوران مدیریتی خود اقدام به احداث این خیابان های تنگ و باریک می کند ؟ آیا پس از چندین سال این خیابان ها هم مثل خیابان های هفت تیر ، ایستگاه یالدور و ... نخواهند شد ؟ . البته بیماری انجام نصف و نیمه کارها و نیمه تمام گذاشتن پروژه ها شامل دیگر ادارات مثل گاز ، مخابرات ، آب و فاضلاب و برق نیز می شود چرا که متاسفانه برخی از مدیران سعی می کنند فقط رفع نیاز روزانه بکنند و ذهن شان قد نمی دهد وقتی خیابانی را می کنند پیش بینی نیازهای حداقل ده سال آینده را نیز بکنند تا نیاز به کندن مجدد در سال بعد نباشد . ( البته اگر این ادارات محترم جاهای کنده شده را ترمیم بکنند !! بعد از سال ها دوندگی و جمع کردن خودیاری از فقیر و غنی در کوی گلخانه امسال دلمان خوش بود که محله مان آسفالت شد ، از بد حادثه لوله ای ترکید و حفاری ها شروع شد . حال بعد از اتمام تعمیر که چند ماه می گذرد تشریف بیاورید و ورودی گلخانه را ببینید ) . - نمی دانم اگر مسافر غریبه ای از مسئولین شهرداری و زیباسازی و فضای سبز و ... آدرس مکانی برای تفریح، گردش ، استراحت و یک عکس یادگاری را بپرسد مسئولین محترم کجا را نشان خواهند داد ؟ و وقتی نتوانستند جایی را نشان دهند خجالت خواهند کشید یا خیر ؟ چرا نباید شهر ما دارای یک چنین مکان های ذکر شده ای باشد ؟ میدان درست و حسابی در شهر نداریم تا تندیسی زیبا ( از مشاهیر و نمادهای خودمان داشته باشد !) دریغ از یک پارک زیبا و باصفا ، دریغ از یک فضای سبز محله ای ( وقتی کاربری های عمومی و ویژه باغات به عنوان کاربری مسکونی و در ازای بدهی شهرداری به زمین خواران فروخته شد دیگر وضع بهتر از این نمی شود . ) آیا پارک شهر پژمرده ی پر از معتاد یا پارک به اصطلاح ملت افسرده ی نیمه احداث چند ساله با آن حوض مسخره و با بوی گندیده ی مرغ داری های اطرافش ، یا پیاده روهای در تملک دست فروش ها و مغازه دارها و میادین بی گل و سبزه و درخت های هرس نشده و ر از گرد و خاکش و یا حوض های معلق میدان آزادگان برای مسافران و گردشگران و میهمانان قابل ارایه هست ؟ بعضی وقتها به پدر کاشف درختچه های ترون رحمت می فرستم که اگر او این درختچه های جان سخت و زود برگ و ریشه ده را کشف نمی کرد مسئولین شهرداری ما پیاده روها و خیابان ها را با چه چیزی سبز نشان می دادند ؟ واقعا آن مرحوم با کشف خود آبروی مسئولین فضای سبز را خریده است . در خبرنامه ی شماره ی 8 شهرداری ، عملکردی را ارایه داده اند به این ( ) درازی ! مثل شخم پای درختان کل شهر ! خرید کود حیوانی ! هرس علف های هرز کل شهر در سه نوبت و راه اندازی و تجهیز پارک ملت ، گوارا ، جانبازان ( نمی دانم یک پارک چند بار راه اندازی می شود ؟ ) ، آبیاری سطح شهر !! ( حتما انتظار دارند با آبیاری سطح شهر خیابان ها و ساختمان ها رشد بکنند ! و اگر منظورشان آبیاری درخت هاست لابد انتظار دارند درخت ها را عمه و خاله شهروندان ابیاری بکنند و بگیر و برو از این همه عملکرد !! ) معلوم نیست این از وظایف شهرداری است که فضاهایی را که از صاحبان املاک به عنوان کاربری فضای سبز تصرف کرده تا پارک و امکانات تفریحی شهری ایجاد کند پس از چندی تغییر کاربری داده و به عنوان کاربری مسکونی بفروشد یا معوض بدهد و هر کس هم که در مقام اعتراض برخیزد به تشویش اذهان عمومی و اغتشاش محکوم کند ؟ آقایان باید بدانند که مردم این قدرها هم فراموشکار نیستند و بسیاری مسایل در حافظه تاریخی آنها خواهد ماند . چند سال پیش در کوی ولی عصر خیابان ایستگاه محوطه ای را برای احداث پارک در نظر گرفته بودند که بعدا ( حتما از روی نیاز !) به عنوان کاربری مسکونی به فروش رساندند . در کنار ترمینال فعلی زمینی با کاربری فضای سبز را به عنوان کاربری مسکونی فروختند . شهربازی روبروی آتش نشانی را جمع آوری کردند و محوطه اش را به سازمان تبلیغات اسلامی ، اداره ی ارشاد و شورا و شهرداری بخشیدند . فضای سبز واقع در سه راهی بهشتی ( آغ زمین ) به ساختمانی برای شهرداری تبدیل کردند !! و بسا ظلم های آشکار و نهان که به این شهر روا داشتند . مردم خوب می دانند که این ظلم ها چگونه تصویب می شود و چگونه به اجرا در می آید . اخیرا نیز شنیده می شود که شهرداری در نظر دارد با انتقال ترمینال به منطقه ای دیگر در محوطه ی مذکور بلند مرتبه سازی کند و در به در به دنبال سرمایه گذار می گردد و لابد واحدها را فروخته و حقوق معوقه ی کرگران خود را پرداخت خواهد نمود و یکی دو سال دیگر روز از نو روزی از نو فروش قطعه زمینی دیگر و ادامه ی زندگی بی فروغ شهری . براستی اگر فروش زمین های در اختیار شهرداری ، مدیریت است و چاره ساز ، چرا شهرداران دیگر شهرها ازجمله تهران و تبریز و... که قیمت زمین در آن شهرها سر به فلک کشیده است این کار را نمی کنند و این زمین ها را نمی فروشند ؟ بجایش در این زمین ها برای رفاه شهروندانشان پارک و فرهنگسرا و دیگر مکانهای رفاهی را میسازند . شاید برای اینکه ایجاد پارک و نگهداری آن هزینه بر است و مدیریت صحیح ، قوی و روزانه را می طلبد . ( درست همان کاری که سرمایه داران شهر ما انجام می دهند و بجای ساخت کارخانه و جذب جوانان بیکار شهر ، فقط پاساژ می سازند ! چرا که چرخانیدن امورات کارخانه از تهیه ی مواد اولیه و فروش محصول گرفته تا سرو کله زدن با کارگر و تامین بیمه و مایحتاج آنان لیاقت و مدیریت توانمندی را می طلبد اما ساخت پاساژ فقط چند هفته عملگی و سپس جمع کردن اجاره بها ماهانه از خیل مغازه داران که چند سال دیگر ورشکسته خواهند شد و بس ؟! نمی دانم می شود از شهردار محترم و اعضای محترم شورای شهر پرسید که : اولا چه نیازی به تغییر مکان ترمینال هست ؟ و اگر نیاز است چرا از محوطه ی ترمینال برای ساخت یک پارک آبرومند و فرهنگسرا که مرند شدیدا به آن احتیاج دارد استفاده نمی کنید و می خواهید عوض وظیفه ی سازمانی خود به آپارتمان سازی روی بیاورید ؟ آیا کار شهرداری آپارتمان سازی است یا ایجاد پارک و تفریح گاه و سایر امکانا ت رفاهی برای شهروندان ؟ چرا کسی از اینها نمی پرسد که اگر برای شهر پارک لازم نیست چرا اول ایجاد می کنید بعد از بین برده و بجایش ساختمان می سازید ؟ آیا شما در قبال بیت المال مسئولیت ندارید ؟
نگاهی به زمینه های توسعه کشور ژاپن
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385
18:34
نگاهی به زمینه های توسعه کشور ژاپن میرجعفر حسینی در حالیکه 80 درصد نظام صنعتی ژاپن ، بعد از جنگ جهانی دوم منهدم شده بود با تکیه بر اصلاح نظام سیاسی ،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ، خودرا بازسازی نمود و توانست به مراحل عالی توسعه و پیشرفت برسد . از جمله دلایل توسعه ژاپن می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- ژاپنی ها برای گذر از بحرانها راه عقلانیت و اعتدال را پیش گرفتند به همین دلیل فرهنگ مدرنیزه غربی را پذیرفتند و به لیبرال دموکراسی پایبندی نشان دادند بی آنکه اجازه دهند خصوصیات و شیوه های فرهنگی و بومی خودشان منسوخ گردد . به عبارت ساده تر ، با توجه به مقتضیات زمان ، آنچه از غرب لازم بود و آنچه از فرهنگ خودی ضرورت داشت ، چینشی انجام دادند و با ترکیبی از هر دوی آنها ، مکانیزم مناسب کشور خودشان را پایه ریزی کردند و بعد از سالها تلاش ، خیزش اقتصادی اعجاب انگیزی در سطح کل دنیا به نمایش گذاشتند . 2- ژاپنی ها از دو عنصر برنامه ریزی صحیح و فرهنگ کارو تلاش بهره جستند هر چند که از عواملی چون مدیریت ، سرمایه ، توجه به اقتصاد آزاد جهانی و سیستم امنیتی نیز بی نصیب نماندند. مردم ژاپن نگرشها ، اندیشه ها و سلایق متفاوت یکدیگر را محترمانه تحمل می کنند و اجازه نمی دهند اختلاف فکری به کینه ها و غرضها تبدیل شود چرا که مطمئن هستند که رشد بذر دشمنی ها موجب پراکندگی و مانع بزرگی برای هدف اصلی شان (توسعه) خواهد بود. در نتیجه منافع ملی کشور را فدای منافع شخصی نمی نمایند و همه ضمن احترام به افکار متفاوت و فعالیت سالم در میدان رقابت ،فقط برای «ژاپن» کار می کنند . آنها بدون دلیل و مغرضانه هم وطنان خود را با زدن مارکهای دروغین و با اتهام های زننده از میدان سرمایه انسانی حذف نمی کنند چون مطمئن هستند که حذف هر یک از سرمایه های فکری لطمه و آسیبی جدی بر توسعه و امنیت کشور خواهد بود . این طرز برخوردها ، حاکی از شکسته شدن قلعه های انحصار طلبی است و نشانگر ایجاد فرصتهای لازم برای تحقیق ، رشد افکار و استعدادهای برجسته ، تئوری پردازی ، نظردهی و نقادی گری می باشد . همان شعار " دست در دست هم دهیم به مهر ، میهن خویش را کنیم آباد " ما را ، آنها در عمل به اجرا در می آورند وبه عوض بیشتر حرف زدن ، بیشتر می اندیشند و به کار می آورند. 3- ژاپنی ها اولویت اول را به آموزش و پرورش دادند از آنجایی که آنها باور داشتند که طلیعه توسعه بواسطه « نیروی انسانی » است و این نیروی انسانی می باید از طریق نهاد «آموزش و پرورش » مورد تعلیم و تربیت خوب قرار گیرد تا بتواند به تولید فکری بپردازد که به خلاقیت بینجامد . ژاپنی ها بیشترین بودجه کشور را به آموزش و پرورش اختصاص می دهند چون مطمئن هستند که اگر فرهنگ صحیح و پایدار در اجتماع جاری باشد سایر چرخهای توسعه مملکت نیز در حرکت خواهد بود . به این دلیل آنها از امکانات وسیع برای تحقیق و پژوهش برخوردارند و محققان هم در جایگاه والای جامعه قرار می گیرند و فضا برای هر نوع فعالیتی که به توسعه کشور منجر شود ، باز و آزاد است . از همه مهمتر نخبه ترین افراد را در مدیریت نهاد آموزش و پرورش و زبده ترین ها را به عنوان معلمان مجرب در مدارس به کار می گیرند تا بتوانند انسانی بسازند که او هم کشور را بسازد . متاسفانه در کشور ما چنان که شاهدیم آموزش و پرورش در رده آخرین ها قرار دارد و اما نفت در اولها ! اینجاست که به نظر می رسد ای کاش طراح گفتگوی تمدنها به جای توسعه سیاسی ، توسعه فرهنگی را در اولویت قرار می داد که به گفته بنیان گذار جمهوری اسلامی نیز ، اگر فرهنگ اصلاح شود مملکت هم اصلاح می شود . 4- ژاپنی ها آینده نگر هستند آنها به جای نگاه به گذشته و پر کردن سینه از کینه و دشمنی ها با دیدی عبرت آمیز به آینده می نگرند وبه جای حماسه گرایی به سیاست ورزی روی می آورند همان شیوه ای دنیای مدرن فعلی آن را می طلبد . بدان جهت بعد از جنگ جهانی ، به جای ناسزا گفتن به امریکا ، از آن بهره گرفت و اکنون به جایی رسیده است که اقتصاد امریکا را تحت تاثیر قرار می دهد و اخیرا چهار صد میلیارد دلار اوراق قرضه از امریکا خریداری نموده است و از طرف دیگر در پیشرفت کشورهای توسعه یافته ای مثل مالزی هم تاثیر گذاری دارد . بنابر این با سیاست ورزی درست اش منافع ملی خود را حفظ کرد تا پول و تکنولوژی آن از چنان ارزش بالایی برخوردار گشت که توانست جزء کشورهای برتر اقتصادی دنیا در آید . 5- علاوه بر نکات ذکر شده ، عواملی چون قانون مداری ، راست کرداری وراست گویی ، رفتار مودبانه و متواضعانه ، برخورداری از جامعه مدنی ، پشتکاری قوی ، وحدت و همدلی در هدف اصلی « توسعه ژاپن » ، دوری از تنبلی و کسالت و ... می تواند از دلایل توسعه ژاپن باشد . هر کشوری که زمینه های توسعه ژاپن را به کار گیرد می تواند پله های پیشرفت و ترقی را مثل کشورهای در حال توسعه طی کند و جزء برترها در آید.
کم کم داریم به روز خبرنگار نزدیک می شویم .
دوشنبه نهم مرداد 1385
11:14
کم کم داریم به روز خبرنگار نزدیک می شویم . 17 مرداد ، قبل از هر سخنی لازم است که این روز را به تمام خبرنگاران بویژه خبرنگاران محلی و دوستان خبرنگارم تبریک بگویم . سالی که گذشت مثل همه ی سال های گذشته سال خوبی برای خبرنگاران نبود تعدادی از همکارانمان در نقاط مختلف دنیا و همچنین در داخل کشور در حبس بودند و علی الخصوص در جریان حوادث خرداد ماه در آذربایجان که عده ای از خبرنگاران نشریات استان هم مدتی را در زندان به سر بردند و یا هم اکنون در زندان هستند و این وضعیت وخیم آزادی مطبوعات را می رساند ، آزادیی که خیلی ها و بخصوص خیلی از مسئولین از آن دم می زنند و سنگش را به سینه می زنند . برخی از دوستانمان مدتی را در زندان به سر بردند بدون اینکه جرمشان مشخص شود . یا دوستانی که از ناحیه های مختلف تهدید می شوند بدون اینکه مشخص شود تهدید کنندگان چه کسانی هستند . با این حال می خواهند از خبرنگار تجلیل کنند و مقامش را پاس بدارند ، یادمه که سال گذشته در همین روز خبرنگار و در همین شهر خودمان و در مراسمی که به همین مناسبت ترتیب یافته بود و ترتیب دهندگان آن خود خبرنگاران بودند عده ای آمدند و وعده هایی دادند . یکی در زنوز به خبرنگاران زمین می داد ، دیگری که همان شورای شهر خودمان باشد وجه نقد به تصویب رساند ولی مثل آن خیاط که برای آماده کردن یک لباس دونسل پدر و پسر را علاف کرده بود این ها هم هنوز به وعده ی خود عمل نکرده اند . البته خبرنگاران خوب می دانند که هزار وعده ی حضرات یکی وفا نکند و این هم یکی از آن هزاران ، وبرای همین هم هیچ انتظاری از هیچ کس ندارند اما حداقل این انتظار را دارند که حضرات چوب لای چرخ آزادی مطبوعات نگذارند . همی پریروز وقتی که جنگ بر سر قدرت در جلسه ی شورای شهر حاکم بود رییس شورا به خبرنگاران می گوید : " دورون س ... ایشیز دردیز یوخدی ؟ " یا وقتی کم کاری های یک مسئول را به رخش می کشی زود تهدید به شکایت می کند و یا بدتر از آن بخاطر توضیح خواستن در مورد بزرگترین مسئله شهر و استان ( لامپ تصویری ) خبرنگاری را البته به عناوینی دیگر بیش از پنجاه روز به زندان می افکند و... خلاصه هم درد بسیار است و هم حرف و این تنها حرفی از آن هزاران بود کاندر عبارت آمد . امیدوارم روزی برسد که هیچ خبرنگاری به خاطر حق گویی هایش در زندان نباشد ، هر چند می دانم آرزوی خامی است .
تا شوراها
چهارشنبه چهارم مرداد 1385
11:17
تا شوراها عنوان ستونی است در نشریه که هر از گاهی در آن مطالبی در خصوص شورای شهر مرند را به چاپ می رسانیم .
فعلا این مطلب را از شوراها داشته باشید : استعفای دوتن از اعضای هیات رییسه شورا دکتر یحیوی و حاج محمد ابراهیمی دوتن از اعضای شورای شهر و عضو هیات رییسه شورای اسلامی شهر مرند از سمت خود در هیات رییسه استعفا نمودند . به گفته ی یکی از این دوتن این اقدام به خاطر اقدامات خودسرانه و غیر قانونی رییس شورای شهر انجام گرفته است . در حال حاضر بی پروا رییس شورای شهر مرند می باشد . اما چرا در حال حاضر ؟ پس این خبر را هم بشنوید : چهار تن از اعضای شورای شهر عزل رییس شورا را خواستار شدند . طی جلسه ای که دریکی از روزهای گذشته و با حضور پنج نفر از اعضای شورای شهر برگزار شد ، با تصویب چهار نفر از اعضای حاضر تصمیم به عزل ریاست فعلی ، (محمد باقر بی پروا) گرفته شد . در این جلسه بی پروا و حق جو حضور نداشتند و اقبلی هم به عزل رییس رای نداد . ظاهرا وی در فرمانداری هم عنوان نموده که در جلسه ی مذکور حضور نداشته است . در همین راستا شورای شهر امروز راس ساعت 8 شب جلسه خواهد داشت . اما این روی سکه : با به وجود آمدن وضعیت موجود در شورای شهرآن عده از اعضای شورا که تبلیغات برای دور بعدی را از خیلی وقت پیش و با جدیت شروع کرده بودند تا حدودی از میزان تبلیغات خود کاسته اند . به نظر می رسد این روزها از جمله ی روزهای بی اعتبار و کساد شوراها می باشد که این عده از تبلیغات خود کاسته اند . از طرف دیگر در بیرون هم عده ای به شدت مشغول تبلیغات برای دور جدید انتخابات شورا ها هستند . در مورد این عده و اسامی آنان در روزهای آتی مطالبی خواهیم نوشت . اما نکته ای که مهم است درج اسامی انان به منزله تبلیغات به نفع آنان نیست و شهروندان خوش فکر و اهل تشخیص خودشان باید در مورد انتخابات دقت نظر لازم را داشته باشند . |
|
كليه حقوق اين سايت براي خوش خبر مرند محفوظ مي باشد.